پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱ , 26 May 2022
تاریخ انتشار :سه شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۲۰
کد مطلب : 106
ترکیه رقیب ایران!؟

گاه و بیگاه در گوشه و کنار شنیده می شود که ترکیه در جهان اسلام، برای اشغال جایگاه ایران خیز برداشته است. یا اینکه آن جایگاه را به دست آورده است. موضع گیری اردوغان در قبال وقایع بحرین، حضور در عراق و دیدار با حضرت آیت الله سیستانی، ارسال کشتی کمک های پزشکی به لیبی و از همه مهم‌تر اعزام کشتی مرمره به سمت غزه و رخداد راهزنی دریایی صهیونیست ها در آب‌های آزاد دریای مدیترانه.
ترکیه در سال های اخیر با غلبه بر مشکلات اقتصادی و با مدیریت فعالان سیاسیِ اسلام گرا حوزه نفوذ منطقه‌ای خود را افزوده است. ترک‌ها به مدد ماهیت دوگانه آسیایی- اروپایی کشورشان و گونه جدیدی از اسلام‌گرایی لائیک تلاش کرده اند، نقش خود را در تحولات منطقه ای و جهانی بازتعریف کرده و ارتقا دهند.
داوود اوغلو وزیر خارجه فعال این کشور با ترس نداشتن از به‌دست نیاوردن نتیجه، خود را در بحران ها و مناقشات منطقه ای دخالت می دهد و با ایفای نقشی میانجی گرانه و مستقل از غرب، برای خود اعتبار و قدرت دیپلماتیک بالایی دست و پا کرده است.
این کشور با درک درست از فضای ضدآمریکایی و ضد اسرائیلی منطقه با اتخاذ مواضع ضد اسرائیلی و متفاوت با سیاست های غرب و آمریکا در منطقه تلاش می کند تا مسیر دیپلماسی عمومی را بیشتر به کار گرفته و قلب هایِ مردم منطقه را به خود جلب کند.
برخی صاحب نظران معتقدند، ترکیه در رؤیای احیای امپراتوری عثمانی به راه افتاده و در این مسیر رقابت سرسختی با سیادت منطقه ای ایران خواهد داشت. ترکیه تلاش دارد تا در بحران فلسطین و اسرائیل، پرونده هسته ای ایران، اشغال عراق و مسائل داخلی لبنان که به صورت سنتی ایران در آنها جایگاه ممتاز و تعیین کننده ای دارد وارد شود و نقش آفرینی کند.
بنا بر این دیدگاه، ترکیه رقیب جدی ایران در حوزه سیاست های منطقه‌ای اقتصادی و دیپلماتیک و... است. پس باید بر دستگاه سیاست خارجی نهیب زد تا از خواب بیدار شده و نسبت به این رقیب موضع تهاجمی و فعال تری تنظیم کند. به علاوه این دیدگاه می گوید ترکیه برخلاف تصور ایران، صرفا به دنبال منافع خود است و ایران نباید بر همسویی ظاهری ترکیه با خود، تکیه راهبردی کند.
دیدگاه دیگری نیز که کم و بیش وجود دارد، آن است که ترکیه در ایفای نقش انقلابی اسلامی از ایران پیش افتاده است و در حال تبدیل شدن به الگویی از اسلام‌گرایی برای ملت‌های منطقه است. غرب نیز با تمرکز و تأکید ویژه بر مولفه های خاص گفتمان حاکم بر دولت ترکیه، ترجیح می دهد این گونه گرایش و نگرش و رفتار سیاسی در خاورمیانه و کشورهای اسلامی گسترش پیدا کند. مسیری که در ابتدای دهه ۸۰، مالزی به‌عنوان کشور محوری مورد توجه و رغبت رسانه ها قرار می گرفت.
در عین حال، به نظر می‌رسد توجه به رفتار ترکیه در عرصه سیاست خارجی و حضور منطقه ای چند پیام مهم دارد و یک توجه مهم‌تر. اول اینکه فضای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی به قدری در منطقه فراگیر شده است که هر دولتی بخواهد در آینده ملت های منطقه حضور حداقلی داشته باشد، نباید از این رویکرد پرهیز کند. کسانی که در داخل خوش‌دلانه دولت و مسئولین سیاست خارجی را به داشتن مواضع تعدیل شده نسبت به رژیم صهیونیستی و آمریکا ترغیب می کنند، عملاً خود را بی اطلاع از حداقل های خبریِ واقعیت کف خیابان‌های خاورمیانه نشان می دهند.
از سوی دیگر صبغه اسلامی و مذهبی سخنان کارگزاران ترک، نیز خود شاهدی بر رغبت ملت‌های منطقه به الگویی اسلامی و غیرغربی است که بر اساس آن، یک ملت و کشور بتواند پیشرفت اقتصادی و سیاسی کند و خود را به عنوان یک بازیگر فعال و مستقل در منطقه ظهور و بروز دهد. حرکت‌هایی که می‌خواهند با تغافل و یا توجیه‌های من در آوردی از ادبیات اسلامی فاصله بگیرند تا به زعم خودشان به فضای جهانی نزدیک شوند، ابتدائا با فضای خاورمیانه و همسایگان خود ناهمزبان خواهند شد.
اما نکته و توجهی که باید در این صحنه داشت: اضافه شدن یک دولت و بازیگر بین المللی با درجه ای از حساسیت‌های اسلامی انقلابی نه تنها جا را برای جمهوری اسلامی تنگ نخواهد کرد بلکه موجب خواهد شد تا این ادبیات و رویکرد، از دو جبهه مدیریت غرب و آمریکا را به چالش بکشد.
البته قطعا ترکیه توان و جسارت لازم برای چالش مستقیم با غرب را ندارد و این در چشم مردم منطقه پوشیده نیست. موضع گیری علیه اوباما و لشکرکشی‌های ناتو و محکومیت قاطع جنایتکاران عرب منطقه کجا، توصیه های اخلاقی اردوغان به سران عرب و یا اظهار نارضایتی از حمله ناتو به لیبی کجا!
هر چند ممکن است عده ای به نسخه بدل از اصل بودن ترکیه استناد کنند. اما این بدل سازی در ابتدا، تأیید کننده موفقیت و اعتبار هر چه بیشتر نسخه اصلی خواهد شد. اگر جمهوری اسلامی به لحاظ گفتمانی و یا رفتاری در حال افول بود، نسخه های بدلی می توانستند جای آن را اشغال کنند ولی وقتی حیات سیاسی، اقتصادی و بین المللی جمهوری اسلامی روز به روز شکوفاتر می شود، اینگونه نیست. به بیان دیگر، سرعت بخشیدن به مسیر حرکت اسلامی انقلابی ایران بهترین راه برای جلوگیری از انحراف مدل اسلامی انقلابی اداره حکومت در منطقه خاورمیانه خواهد بود.
حضور کشوری دیگر در جبهه ضداسرائیلی و غیرامریکایی یک فرصت و گزینه برای شدت بخشیدن به فعالیت های اسلامی و انقلابی در منطقه است، که باید از سوی مسئولین تمهید شود. استفاده نکردن از این فرصت نیز عین تبدیل کردن آن به تهدید است. دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی باید با جلو انداختن ترکیه در مناقشه‌هایی که دست ایران به گونه ای در آنها بسته است، به عنوان پیغام‌بر و پیغام‌آور ایران در کشورهای منطقه مانند بحرین، عربستان و یمن قدرت دو کشور را هم افزا کند.
دولتمردان ترکیه به‌خوبی به قدرت و جایگاه جمهوری اسلامی واقف هستند، بنابراین حاضرند نقش یک ویترین و یا مبدل را بین ایران و کشورهای منطقه ایفا کنند. مانند مذاکرات هسته‌ای در استانبول که صرفاً با استقامت و اصرار ایران در ترکیه برگزار شد. هرچند غربی‌ها اجازه نخواهند داد ایران دیگری در کنار گوش‌شان سربرآورد اما تلاش برای افزودن قدرت دیپلماتیک جبهه ضد اسرائیلی منطقه، افزودن توان دیپلماتیک خود ایران است.
نزدیک کردن الگوی ترکیه به مصر نه تنها تهدید نیست بلکه می تواند به عنوان یک گام میانی برای نزدیک‌تر شدن مصری ها به ایران انقلابی اسلامی باشد. پیشینه فکری اسلام گرایی در مصر با رویکرد احیاگری حسن البنا و سید جمال الدین اسدآبادی بسیار شبیه به مدل انقلاب اسلامی ایران است. افکار سید قطب تا قبل از این که مورد دستبرد القاعده و گروه‌های سلفی قرارگیرد، الهام بخش انقلابیون ایرانی بود. اما اکنون به دلیل جنایت‌های سلفی و تبلیغات شدید دنیای غرب و جریان روشنفکری سکولار مصری، نزدیک به جامعه نخبگانی مصر با این ادبیات ظرافت ویژه ای را می طلبد. هر چند مردم و قاطبه مصری ها مانند دیگر مردم منطقه مشتاق و علاقه‌مند به انقلاب اسلامی هستند. جمهوری اسلامی می تواند با طراحی مراحل هوشمندانه خود را هر چه بیشتر به صحنه تغییرات فعلی مصر و جهان عرب برساند.
قطعا احزاب اسلام گرای ترکیه مؤثر و کارآمد بودن رویکردی را که تاکنون پیش گرفته اند، به خوبی لمس کرده اند. اقبال های مردمی خیابانی و انتخاباتی صحنه هایی است که تاکنون مخصوص کشور ایران بود ولی اکنون این صحنه ها در ترکیه هم دیده می شود. ولی ترس و اعتماد به نفس لازم در این نیروهای جوان امت اسلامی به اندازه ای نیست که بخواهند قدم‌های بعدی را بردارند و این ایران است که باید بتواند به شکل هوشمندانه و برادرانه ترکیه را برای تغییرات راهبردی عمیق تر در کشور خود ترغیب کند.
قطعا آمریکا و غرب به هر کشوری که بخواهد رویه مستقل و مخالف آنها را در پیش بگیرد، سخت خواهند گرفت و مشکلاتی را در داخل و خارج برای او به وجود خواهند آورد. اما ایران در ۳۲ سالگی خود و پشت سر نهادن معضلات بیرونی و سپس اختلال‌های داخلی ناشی از بیرون می تواند یک الگوی کارآمد برای ترک‌های مسلمان جویای اعتبار و افتخار باشد.

https://ccsi.ir//vdcakin6149nw.5k4.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

عضويت در خبرنامه