پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱ , 26 May 2022
تاریخ انتشار :دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۴
کد مطلب : 180
ايراس:

آسیب‌شناسی روابط ایران و جمهوری آذربایجان

احسان تقوایی‌نیا، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه‌ای و عضو شورای نویسندگان موسسه ایراس
آسیب‌شناسی روابط ایران و جمهوری آذربایجان

آذربايجان در ميان سياست‌هاي ايران در منطقه‌ي قفقاز حائز نقش مركزي و تعيين‌كننده است. هرچند ايران و آذربايجان داراي پيوندهاي تاريخي، فرهنگي و مذهبي مشتركي هستند، اما علي‌رغم اين پيوستگي‌ها رابطه دو طرف هرگز دوستانه نبوده است. روابط تهران و باكو در اغلب موارد زير تأثير رابطه استراتژيك آذربايجان با تركيه و غرب (ايالات متحده آمريكا) و اختلافات دو كشور در زمينة رژيم حقوقي درياي خزر بوده و همين امر مانع گسترش روابط شده است. هويت لائيك نظام سياسي آذربايجان و گرايش آن به ملي گرايي، به همراه سياست‌هاي خارجي آن نيز در مواردي موجب نگراني ايران شده است. از ديدگاه ايران، جايگاه مهم غرب در سياست خارجي آذربايجان، بخصوص روابط باكو با آمريكا و اسرائيل، موجبات تشويش خاطر ايران را فراهم مي‌آورد. همچنين ديدگاه ايران نسبت به مسائل حوزه‌ي خزر و خطوط انرژي آن با ديدگاه‌هاي آذربايجان متفاوت است.

اهمیت متقابل ایران و آذربایجان برای یکدیگر
برای جمهوری آذربایجان ایران تنها یک کشور معمولی نیست. در ابتدا ایران یکی از همسایگان جنوبی آذربایجان است. دو کشور حدود ۶۱۸ کیلومتر مرز خاکی با هم دارند. هر دو کشور دارای ارزشهای مشترک متقابل و بعضی از عناصر فرهنگی مشترک هستند. آذربایجان بعد از ایران دومین کشور شیعی جهان از لحاظ جمعیت است. عضویت دو کشور در سازمان‌های منطقه‌ای مانند سازمان کنفرانس اسلامی و همچنین سازمان اکو شاخص مهمی است که دو کشور را به هم وابسته و پیوسته می‌کند.(۱) در منطقه قفقاز جمهوری آذربایجان بیش از دیگر جمهوری‌ها توجه ایران را به خود مبذول می‌خواند. گسترش پیوند های این جمهوری با غرب و تمایل شدید این کشور برای درگیر ساختن بیشتر منافع ایالات متحده و حضور نظامی این کشور و نیز ناتو در منطقه و نیز از ان مهمتر تقویت برخی هیجانات و احساسات شووینیستی و ضد ایرانی در این جمهوری، از جمله مسائلی هستند که به شدت می تواند برای ایران تهدید زا تلقی شود. پیشبرد روند دولت- ملت‌سازی در این جمهوری مبتنی بر افزایش پیوند ها با غرب و نیز تکیه بر برخی اسطوره ها و سمبل های ضد ایرانی به شدت تهدید کننده منافع ملی ایران بوده و ایران را به واکنش وامی‌دارد.(۲)
عوامل عدم بهبود روابط ایران و جمهوری اذربایجان
اگرچه عوامل مختلفی از جمله اختلاف بر سر تعین رژیم حقوقی دریای خزر، طرح موضوع آذربایجان واحد با شعار وحت آذربایجانی های جهان، ترس آذری‌ها از اسلام شیعی و نفوذ اندیشه‌های انقلابی به داخل کشور خود، تبلیغات منفی رسانه‌های جمهوری آذربایجان علیه ایران، همکاری های آذربایجان با ناتو و... باعث می‌شود که گه‌گاه روابط دو کشور رو به سردی و تیرگی گراید، اما مهمترین عواملی که در درازمدت باعث شده تا روابط دو کشور بهبود نیابد را می‌توان در مواردی از قبیل روابط آذربایجان با آمریکا و اسرائیل از نظر ایران و روابط رو به گسترش ایران با ارمنستان از نظر آذربایجان برشمرد.

روابط آذربایجان با اسرائیل
یکی از فاکتورهای مهمی‌که مانع از گسترش سریع روابط بین دو کشور ایران و جمهوری اذربایجان می‌شود، روابط رو به گسترش آذربایجان با اسرائیل می‌باشد که باعث نگرانی مقامات سیاست خارجی ایران گشته است و در آینده نیز مانع جدی در گسترش روابط طرفین می‌باشد. روابط اسرائیل و جمهوری آذربایجان توسط ایران به عنوان یک تهدید استراتژیک تلقی می‌شود و به همین جهت بهبود روابط دو کشور را تهدیدی دائمی‌برای خود و یکی از موانع اصلی عدم بهبود روابط خود با آذربایجان شده است. از زمان سقوط شوروي، دولت اسرائيل در ابتكار سياسي مهم و عظيمي براي گسترش و حفظ روابط حسنه با جمهوري‌هاي سابق شوروي در آسياي مركز و قفقاز درگير شده است. سياست استراتژيك اسرائيل در منطقه در جهت پيشبرد اهداف و منافع سياست خارجي تاريخي تل آويو گام برداشته است. هدف سياسي اصلي اسرائيل در منطقه ممانعت از گسترش نفوذ ايران در جمهوري‌هاي شوروي سابق بوده است.(۳)
روابط اسرائيل با آذربايجان بنا بر دلايل متعددي اهميت دارد آذربايجان يك كشور مهم استراتژيك، داراي منابع غني و مسلمان شيعه است. به عنوان يك كشور ساحلي خرز، آذربايجان، اين امكان را دارد كه يك صادر كننده عمده هيدروكربن باشد. بر اساس نظر برخي تحليل‌گران حتي اين انديشه وجود دارد كه نفت خام خزر روزي به اسرائيل راه پيدا كند. اين امر براي جامعه سياسي آمريكا بسيار جذاب است چرا كه واشنگتن حفظ نفت اسرائيل را تضمين مي‌نمايد. از سوي ديگر آذربايجان به دليل تجربه عصر شوروي، امروزه يك كشور مسلمان سكولار است. با اين وجود از نظر تاريخي يك كشور مسلمان شيعه محسوب مي‌شود و اين حقيقت را نبايد ناديده انگاشت، بخصوص كه در بررسي روابط اسرائيل و آذربايجان به ياد داشتن آن بسيار با اهميت است. سياستگذاران اسرائيلي بسيار مشتاق اند كه اين استنباط را كه اسرائيل به طور ذاتي يك كشور ضد مسلمان است، از بين ببرند و براي توسعه روابط با كشورهاي مسلمان ميانه رو ارزش بسياري قائل اند.(۴)
مقامات آذربایجان که از نزدیکی با اسرائیل اهداف مختلفی از قبیل ایجاد ارتباط با آمریکا و کشورهای اروپایی از طریق اسرائیل و همچنین کمک های و مساعدت‌های آذربایجان می‌باشد روز به روز روابط خود با اسرائیل را گسترش داده‌اند. آذری‌ها خواهان این مسئله هستند که در مقابل نفوذ لابی ارامنه در آمریکا از لابی یهود جهت متوقف کردن تحرکات علیه خود استفاده کنند. اسرائيل با توجه به نزديكي آذربايجان به ايران نگاهي استراتژیک به توسعه حوزه نفوذ خود در جمهوري آذربايجان داشته و اين امر را با برنامه اي دقيق و فارغ از تبليغات در حال پيشبرد دارد. اين در شرايطي است كه روند فزاينده گسترش حضور رژيم صهيونيستي در گستره‌هاي اجتماعي اقتصادي تجاري سياسي و امنيتي آذربايجان رفته رفته ابعاد جديدي مي‌يابد. يكي از اهدافي كه به طور جدي در دستور كار رژيم صهيونيستي در ارتباط با جمهوري آذربايجان قرار گرفته است اقدام به «لابی‌سازی» است كه در اين فرآيند مراحل زير در حال اجراست:
۱ ـ سازماندهي يهوديان داخل جمهوري آذربايجان
۲ ـ متشكل كردن يهوديان آذري الاصل مهاجرت كرده به سرزمين‌هاي اشغالي
۳ ـ ايجاد پيوند ميان آنها و به تبع آن تشكيل سازماني بزرگ تر
طي تلاش‌‌هاي يك ساله گذشته اين رژيم موفق شده تا يهوديان آذري مهاجر به سرزمين‌هاي اشغالي را در قالب « مجمع جهاني اسرائيل ـ آذربايجان» ساماندهي كرده و زمينه عملياتي يك سلسله اقدامات و برنامه‌هاي ديگر در آذربايجان را فراهم سازد.(۵)

روابط آذربایجان و آمریکا
جمهوری آذربایجان بعد از استقلال همواره سعی داشته است که با حفظ روابط نزدیک با امریکا از حمایت این کشور برخوردار شود. تمایل حکومت آذربایجان به برقراری روابط نزدیک با آمریکا که از زمان روی کار امدن ابوالفضل ایلچی بیگ شروع شد کماکان ادامه داشته و عامل مهمی‌در عدم بهبود روابط این کشور با ایران می‌باشد. آمریکا مایل نیست تا زمانی که مشکلات تهران – واشنگتن حل نشده، ایران بتواند مناسبات خود را با آذربایجان گسترش دهد. به همین دلیل از تمامی امکانات خود بهره می‌گیرد تا با تهدید و تطمیع، آذری‌ها را به تجدید نظر در مناسباتشان به ایران ترغیب کنند. آمریکا در این مورد دو سیاست متفاوت را در پیش گرفته است از یکسو با ایرانی های مخالف مقیم آذربایجان ارتباط برقرار می‌کند و از سوی دیگر به دنبال گرفتن امتیاز ایجاد پایگاه نظامی‌در این کشور است تا بتوانند از نزدیک بر خزر و ایران کنترل داشته باشد. در این میان با خرج کردن مبالغ هنگفتی برای مطبوعاتی‌ها ی آذربایجان انها را به تبلیغات منفی علیه ایران تشویق می‌کنند تا افکار عمومی‌در آذربایجان علیه ایران بصورت منظم تحریک شود.(۶)
تلاش آمریکا برای حضور در دریای خزر و جلوگیری از عبور خطوط لوله نفت از ایران از دلایل تمایل به حضور آمریکا در اذربایجان می‌باشد. از سوی دیگر سرمایه گذارای های کلان آمریکا در آذربایجان به خصوص در منابع نفت و گاز باعث شده است تا آمریکا خواهان محافظت از سرمایه‌های خود در این کشور باشد. تلاش برای بهره مندی هر چه بیشتر از منافع انرژی حوزه دریای خزر و در صورت امکان جانشین سازی ان به جای خلیج فارس، از دیگر اهداف امریکا در این منطقه می‌باشد. در همین زمینه در سال ۱۹۹۴ باکو تحت فشار آمریکا ایران را از پروژه کنسرسیوم بین المللی برای توسعه نفت و گاز خود کنار گذاشت. علاوه بر این باکو دو سال بعد از این اقدام فعالیت‌های همه سازمانهای انسانی، عمومی و مذهبی طرفدار ایران را ممنوع اعلام کرد و رهبران حزب اسلامی آذربایجان را بازداشت کرد و و به اتهام جاسوسی برای ایران محکوم به اعدام کرد. همچنین در زمانی که بحث های مربوط به احتمال حمله آمریکا به ایران مطرح بود موجب ایجاد بحث های گرمی‌در بین آذری‌ها شده بود و سیاستمداران طرفدار غرب بسیار امیدوار بودند که در صورت این فرض می توان دوباره به اتحاد آذربایجان شمالی و جنوبی پرداخت. (۷)
هرچند روابط جمهوری آذربایجان با آمریکا به دلیل وجود لابی قوی ارامنه در کنگره امریکا دچار نوعی پیچیدگی است، اما این روابط برای آمریکا از ان جهت اهمیت دارد که واشنگتن را قادر می سازد با نفوز در باکو آن را به منطقه‌ای برای فشار بر ایران و روسیه تبدیل کند. همچنین نفع اذربایجان در این رابطه این است که می تواند در قضیه قره باغ روی حمایت آمریکا حساب باز کند. پس به طور کلی باید بیان کرد که حمایت آذربایجان از حضور آمریکا در منطقه و تلاش این کشور در جهت کم رنگ کردن نفوذ ایران در منطقه قفقاز در راستای سیاست همه چیز بدون ایران یکی از مهمترین فوامل ساختاری عدم بهبود روابط بین ایران و آذربایجان بوده است.

روابط ایران و ارمنستان
بحث پیرامون رابطه ایران و ارمنستان از این جهت حائز اهمیت است که چگونگی و کیفیت این رابطه به عنوان متغیر منفی در روابط جمهوری آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران نگریسته می‌شود. به علت وجود مسئله قره باغ و اشغال بخش عمده‌ای از خاک اذربایجان توسط ارمنستان، رابطه ایران و ارمنستان در کانون توجهات مقامات آذری قرار دارد. آذری‌ها به هرگونه قرارداد همکاری ایران با ارمنستان حساس بوده و دولت ایران را به روابط صمیمانه با دشمن آذربایجان(ارمنستان) متهم می‌کنند. جنگ ارمنستان و آذربایجان و روابط بین ایران و ارمنستان از عوامل موثر بر بی اعتمادی متقابل بین تهران و باکو بوده است. این مسئله از زمان ظهور جمهوری آذربایجان به عنوان یک دولت-ملت همواره موجب بدگمانی و اتهام بین ایران و آذربایجان بوده است. البته این مسئله تا حدی از ملاحظات سیاسی و مذهبی نیز ناشی می‌شود. بعد از وقوع انقلاب اسلامی ایده صدور انقلاب باعث ایجاد نگرانی در بین جمهوری های همسایه و منبع نگرانی برای کشورهای منطقه شد. این واقعیت مخصوصا در مورد کشور آذربایجان صدق می‌کرد که عمده جمعیتش شیعه بود آذربایجان همواره ایران را به تحریک شورش شیعیان در این جمهوری متهم می‌کرد.(۸)
هرچند تهران آرزوی اعمال نفوذ کردن و دفاع از کل جهان اسلام را دارد، اما شرکای اصلی ایران در منطقه را مسکو و ایروان تشکیل می‌دهند. به طور آشکاری محور تهران-مسکو-ایروان یکی از تاثیرگذارترین عوامل را در عدم نزدیکی ایران و جمهوری آذربایجان داشته است.حتی در زمان جنگ ارمنستان با جمهوری آذربایجان ایران پیونهای نزدیکی با ارمنستان داشت. مقامات باکو در پاسخ به انتقادات ایران در مورد رابطه خود با امریکا و اسرائیل ضمن مستقل معرفی کردن سیاست خارجی خود ابراز می‌دارند که ایران علی رغم اشغال ۲۰ درصد از خاک جمهوری آذربایجان توسط ارمنستان دارای روابط دوستانه‌ای با این کشور است، از این رو ایجاد روابط میان باکو با اسرائیل و گسترش همکاری‌ها با امریکا نباید مورد اعتراض ایران واقع شود.از نظر آذری‌ها ایران باید به استقلال آذربایجان که تصمیم گیری در خصوص سیاست خارجی این کشور از مصادیق آن است احترام بگذارد. (۹)

نتیجه‌گیری
در مجموع برسی روابط خارجی آذربایجان در ارتباط با ایران نشان می‌دهد که این روابط در اپتدا دوستانه و از نظر تجاری-اقتصادی در سطحی بود که ایران را در جایگاه عمده ترین شریک اقتصادی آذربایجان قرار می‌داد، اما به تدریج این روابط هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی دچار چالش هایی شده است. با توجه به این که جمهوری اذربایجان یک کشور شیعی تلقی می‌شود و با در نظر گرفتن همجواری جغرافیایی و پیوندهای تاریخی و فرهنگی جمعیت آن با ایرانیان روابط دو کشور برای نزدیکی از استعداد و قابلیت بالایی برخوردار است، در حالی که شواهد حاکی از ان است که این روابط با گذشت زمان به تدریج با بی اعتمادی و سوء ظن همراه شده و رو به سردی گذاشته است.
به طور کلی با توجه به شرایط مختلف و اقداماتی از قبیل تصویب قانون جدایی دین از سیاست و سرکوب فعالان اسلامی به جرم جاسوسی و همکاری با ایران، تامین آزادی عمل بیشتر برای نیروهای پان ترکیستی مخالف ایران، انجام تبلیغات منفی در رسانه‌های گروهی دولتی و غیر دولتی آذربایجان بر علیه ایران،گسترش همکاری های نظامی‌با امریکا و گسترش رو به بهبود روابط این کشور با اسرائیل علی رغم نگرانی های ایران، همچنین روابط ایران و ارمنستان همه و همه از عواملی هستند که باعث سردی روابط بین ایران و آذربایجان شده‌اند. پس به طور کلی نتیجه می گیریم که علی‌رغم ویژگی های همگرایی بسیاری (دین و مذهب مشترک، اشتراکات تاریخی و فرهنگی،وجود پتانسیل های مناسب برای همکاری و ...) که در روابط دو کشور وجودارد و علی‌رغم تلاش برای بسط روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی با این کشور، علل مختلف گفته شده باعث شده است تا دو کشور نتوانند آن طور که باید از ظرفیت‌های موجود برای همکاری استفاده کنند و روابط طرفین سرد باقی مانده است.

منابع
۱-Nassibli, Nasib ,Azerbaijan- Iran Relations: Challenges and Prospects (Event Summary), Event Report, Kennedy School of Government, Harvard University,
http://belfercenter.ksg.harvard.edu/publication/۱۲۷۵۰/azerbaijan_iran_relations.html
۲-افشین زرگر، رقابت قدرتهای بزرگ در قفقاز و آثار ان بر امنیت منطقه‌ای، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۵۸، تابستان ۱۳۸۶
۳-.Azerbaijan, Iran Sign Gas Contract,” Tehran Times, January ۱۴, ۲۰۱۰, http://www.tehrantimes.com/index_View.asp?code=۲۱۲۱۵۶(January ۱۹, ۲۰۱۰)
۴-كرسيتوفر بوسك، روابط اسرائيل و آذربايجان و تاثير آن بر امنيت منطقه در قفقاز جنوبي،۲۰ شهريور ۱۳۸۶
http://www.azararan.ir
۵-نگاه استراتژیک اسرائیل به جمهوری اذربایجان، ۲۲ مهر ۱۳۸۹
http://mahtabnews.blogfa.com/post-۱۷۶۸.aspx
۶- حسن بهشتی پور، مناسبات ایران و جمهوری آذربایجان، ۷ مهر ۱۳۸۹
http://beheshtipour.blogfa.com/post-۴۶.aspx
۷- Arif Yunus, Azerbaijan Between America and Iran, RussiaA IN Global Affairs VOL. ۴ • No. ۳ • JULY – SEPTEMBER • ۲۰۰۶
۸-Farhad Atai,The Dynamics of Bilateral Relations in the South Caucasus: Iran and its North Neighbors, Centeral Asia-Caucasus Institute Silk Road Program, The China And Eurasia Forum
۹- Nassibli, Nasib ,Azerbaijan- Iran Relations: Challenges and Prospects (Event Summary), Event Report, Kennedy School of Government, Harvard University,
http://belfercenter.ksg.harvard.edu/publication/۱۲۷۵۰/azerbaijan_iran_relations.html

https://ccsi.ir//vdccaxqs82bq4.la2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

عضويت در خبرنامه