راهبرد مشترک تهران و مسکو در IRTC

8 دی 1399 ساعت 11:30


تهران و مسکو را می توان امروز بعنوان یک شریک سی ساله در پیوند های راهبردی دانست. تعاملات دو کشور در تحولات منطقه ای و بین المللی نشان می دهد که پاستور و کرملین دیپلماسی مشترکی را در قبال تروریسم، حقوق بشر، توسعه اقتصادی، فعالیت رسانه ای و فرهنگی و همچنین عدم وابستگی به غرب دنبال می کنند.
رویکرد اقتدار گرایانه در بعد داخلی و فرصت طلبانه در سیاست خارجی همراه با قواعد بسته، تعریفی است که شاید مردم ایران از سیاستمداران روسیه داشته باشند. کشوری که در حال حاضر بعنوان دوستی مقتدر پس از گذشت تحولات انقلاب ایران و شوروی بعد از فروپاشی همکاری های چشم گیر و حائز اهمیتی را با ج.ا.ا  را داشته است. پژوهش ها نشان می دهد کرملین در روابط دو جانبه با ایران اهدافی فراتر از یک تعامل دو سویه را دنبال می کند. برقراری روابط در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی با ایران و از طرفی رعایت اصول قالب بر منافع سایر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای، روسیه را از منظر دیدگاه صاحبنظران، نظامی متمرکز، عملگرا و فرصت طلب در بهبود روابط معرفی می کند.
حال که بازنمایی رسانه ای در قبال افکار عمومی در سطح بین الملل که اغلب اتهام عدم نقش آفرینی مردم و آزاداندیشی آنان در این دو کشور را تشدید کرده و میکوشد  ایران را به شرق گرایی و روسیه را به رعایت اصل تعادل و محافظه کاری در برابر برخی کشورهای منطقه  محدود نمایند، پژوهش نوین در ترمیم و بازسازی در راهبرد مشترک دو کشور در سیاست داخلی و خارجی کارساز می باشد تا با تعمیق پیوندها  بویژه در نزد افکار عمومی، به حدی شاهد تحول متوازن در سیاست داخلی با بکارگیری آشکار مردم در تصمیم سازی و سیاست ورزی  و نیز عدم بهانه جویی منتقدان بین المللی بود.
قبل از هر چیز می بایست نظام نقش آفرینی مردم از طریق اندیشه ورزی را بطور کامل از وجود دستگاه هایی نظیر اندیشکده ها و یا موسسات مطالعاتی جدا کرد و به هیچ عنوان ظهور و حضور متعدد این دستگاه ها را در پژوهش راهبرد نوین سیاست سازی از طریق اندیشه ورزی سطوح مردم دخالت نداد. با در نظر گرفتن تمایزات بین این دو کمی به سوابق اندیشکده ها و موسسات مطالعاتی در دو کشور باید پرداخت.
در زمان حکومت کمونیست شوروی و قبل از انقلاب ایران نقش سیاست سازی و نوسازی و تدوین آن، در تعداد محدودی موسسات مطالعاتی در دو کشور مختصر می شد. بطور مثال حزب کمونیست شوروی تمامی این مراکز و موسسات را بمنظور تدوین برنامه های نوین از طریق حکومت مرکزی حمایت مالی می کرد تا با تشکیل این اندیشکده ها و موسسات مطالعاتی، در رقابت با آمریکا و تصاحب اکثریت قدرت در عرصه جهانی باشد.
اما پس از فروپاشی اتحاد شوروی و انقلاب اسلامی ایران و ایجاد تحول در نظام سیاسی و اقتصادی تقاضا برای تاسیس این مراکز فکری شدت گرفت. این توضیح ضروری است که تئوری پردازی و تدوین راهبرد از طریق اتاق های فکر، یکی از بازوهای اصلی دول در سیاست داخلی و خارجی می باشد. در این میان اتاق های فکر روسیه و ایران در جهت دهی به سیاست های داخلی و خارجی این دو کشور هرچند بعنوان بازیگران پشت صحنه نام برده می شوند اما از نقش حیاتی آنان در تصمیم سازی های دولتی نمی توان چشم پوشی کرد.
اندیشکده ها و اتاق های فکر که در ظاهر بصورت غیرانتفاعی نام برده می شوند، عمدتا وابسته به دولت و یا حکومت بوده و اجزای انسانی و مطالعاتی آن غالبا منتسب به بدنه ی حکومتی و دولتی می باشند.
اندیشکده ها و مراکز مطالعاتی روسیه نظیر مرکز تحلیلی وابسته به دولت روسیه، شورای امور بین الملل روسیه، موسس دولتی روابط بین الملل مسکو، موسسه خاورمیانه، مرکز کارنگی مسکو، بنیاد بین المللی مطالعات اجتماعی- اقتصادی و سیاسی (بنیاد گورباچف)، موسسه اقتصاد جهانی و روابط بین الملل، موسسه مطالعات استراتژیک روسیه،  موسسه مستقل سیاست های اجتماعی و موسسه سیاست اقتصادی گایدار با هدف آموزش عمومی و تربیت نیرو، اجرای سفارش های قراردادی، کشف مسایل و روندها و ارایه راه حل و بطور کلی مطالعات علمی می باشند.
در ایران هم مراکزی همچون؛ پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز پژوهش‌ های مجلس شورای اسلامی، اندیشکده مُمتن (موسسه مطالعات و تحلیل های نظامی)، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)، پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات، اندیشکده محنّا (مطالعات حکمرانی نرم ایران)، اندیشکده برهان انقلاب اسلامی، موسسه آینده پژوهی جهان اسلام، مرکز مطالعات خلیج فارس، اندیشکده روابط بین الملل، پژوهشکده مطالعات راهبردی، اندیشکده یقین، مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اندیشکده راهبردی تبیین، اندیشکده مرصاد بطور کلی به مطالعات تخصصی در حوزه های محوله می پردازند.
 با مروری بر گستره ی فعالیت آنان می توان دریافت که تمامی مراکز و موسسات مطالعاتی در دو کشور ایران و روسیه که در سناریوهای عملگرایانه حکومت ها و دولت های خود در سیاست داخلی و خارجی دخالت دارند، در تصمیم سازی برای نهادهای مرتبط فعالیت می کنند.
در کنار این مراکز که هر یک بطور مستقل و در کشور خود عمل میکنند، موسساتی نظیر بنیاد مطالعات قفقاز دانشگاه تهران، ایراس (موسسه مطالعات ایران و اوراسیا) و ریاک ( شورای روابط خارجی روسیه)، به عنوان مراکزی پژوهشی و با هدف مطالعه تخصصی را هم می توان نام برد که در تعامل با یکدیگر و بر سر موضوعاتی مشترک اقدام به فعالیت های کارشناسانه می کنند.
با توجه به مراکز نام برده در دوکشور و همچنین ساختار نظام سیاسی در ایران و روسیه، شیوه های نوینی که میتوان با بهره گیری از اندیشه ورزی مردم و نقش آفرینی آنان بر روند تصمیمگیری در پاستور و کرملین تاثیر بگذارند هنوز ناشناخته باقی مانده است.
با بررسی چالش ها و فرصت ها در روابط کنونی ایران و روسیه، درواقع شاخصی وجود ندارد تا میزان اثرگذاری و همکاری هدفمند مردم دو کشور( صاحبنظران و سطوح اثر گذار)  به منظور حفظ نقش آفرینی در بهبود روش ها و شیوه های مدیریت و تصمیم سازی های جامعه و آموزش شهروندان، پرداختن به مسائل اولویت دار و فضاسازی برای آزاداندیشی عمومی، بیان منافع گروههای اجتماعی و دفاع از منافع عمومی، گرفتن بازخورد و واکنش از مخاطب یا جامعه هدف دیده شود و بتوان آن را بعنوان یک منبع اثر گذار غیر وابسته معرفی کرد.
وجود یک سازمان نظام مند که اجماع و هم اندیشی صاحبنظران و نخبگان در حوزه های داخلی و بین المللی را پوشش داده و تعامل هوشمنداته تری را میان دولت دو کشور و مردم برقرار نماید، میتواند توانایی ها و ظرفیت های بالقوه خود را علاوه بر همکاری در موضوعات داخلی و رفع سوء ظن ها و بدبینی ها، جهت ایجاد تعاملات  خارجی استفاده کرده و از این رو تهران و مسکو را به مراکزی متحد و قابل اعتماد در روابط میان ملت و دولت مبدل سازد.
روشن است که یک سازمان مشترک در ماموریت های خود، منافع و نیازمندی های متقابل دوکشور را ملاک عمل قرار داده و آن چه که محرک و شکل دهنده تفکر در این سازمان می باشد، الزامات و چشم انداز مشترک در سیاست داخلی و خارجی ایران و روسیه در ابعاد مختلف می باشد.
حوزه نفوذ ایران و روسیه در منطقه و در فضای بین المللی بیانگر شناخت دقیق و ظرفیت سنجی این دوکشور بلحاظ موقعیت های جغرافیایی، منابع طبیعی و منابع انسانی می‌باشد. هدف گذاری سازمان های مطالعاتی سایه، در فدراسیون روسیه و ج.ا.ا، فرصت های سرمایه گذاری سیاسی، تجاری، امنیتی و فرهنگی و همچنین تبادل اطلاعات بمنظور ارتقای سطح علمی و دانش فنی مناسبی را برای دو کشور بیش از پیش ایجاد کرده و از این رو با توجه به شباهت های ساختاری و سازمانی ج.ا.ا با فدراسیون روسیه، تفاهم در سلایق ملت و مقامات ارشد دو کشور را  تقویت می کند.
پژوهش ها نشان می دهد موضوع نوع تعامل تهران با مسکو تابعی از روابط و مناسبات منطقه ای و جهانی این دو کشور با سایر بازیگران و بازیگردانان بوده و سیر تحول در روابط دو کشور بیش از آنکه تابع منافع متقابل باشد وابسته به اولویت ها و واکنش های استراتژیک رقبای اصلی می باشد. بنابراین سازمان فکری مشترک بدون وابستگی در قبال چالش های پیش رو  و به دور از دلبستگی های حزبی حوزه نفوذ و عمل هوشمندانه را در دستور کار قرار می دهد.
سازمان فکری که در این یادداشت مدنظر است را می توان منبعد با نام مرکز مشترک اندیشه ورزی ایران و روسیه )IRTC که به اختصار (IRAN & RUSSIA THINKTANK CENTER
معرفی کرد. با عنایت به اینکه این سازمان اندیشه محور فاقد کرسی برای ژنرال ها، نیروهای امنیتی و دولتی و مدیران بازنشسته می باشد، بنابراین  برخلاف دولت ها، با محدودیت های حقوقی و دیپلماتیک برای نشر افکار خود مواجه نخواهد بود. این در حالی است که میزهای مشترک تجاری، سیاسی و اطلاعاتی روسیه در ایران و بالعکس که با هدایت نهادهای دولتی سیاست خارجی  و امنیتی طرفین هدایت و برنامه ریزی می‌گردد، اندیشه ی مشخصی را برای رسیدن به اهداف مشترک ترسیم کرده اند.
مرکز اندیشه ورزی ایران و روسیه با نشان گذاری، شناسایی و جذب اندیشه ورزان دو کشور بمنظور اعطای کرسی های اندیشه ورزی با موضوعات متعارف گستره ی فعالیت خود را به مطالعات میدانی در ایران و روسیه و ارائه اندیشه معطوف خواهد کرد. این مرکز که می تواند بزرگ ترین تولید‌کننده منابع مطالعاتی و فکری در منطقه خاورمیانه  و کشورهای مشترک المنافع گردد و با در نظر گرفتن صلح و ثبات و حفاظت از منافع دو کشور، به تربیت کارشناسان و صاحب نظرانی روی آورد که با دانشی متمایز، به تفسیر و تحلیل چالش‌های پیش روی دولت ها می پردازد.
این سازمان که می تواند با هر نام و نشانی به فعالیت بپردازد، می بایست سطح نفوذ اندیشه ی خود را در پژوهش، سیاست، امنیت، جامعه، اقتصاد،مذهب، ادبیّات، هنر و فرهنگ معاصر منطقه، دموکراسی، توسعه، حقوق بشر، هویت، سیستم‌های قضایی، فقر، مذاهب و تحولات اجتماعی و بین المللی بگستراند. این سازمان مشترک مردم اندیش که بصورت اکثری صاحبنظرانی از میان نخبگان بین دو کشور ایران و روسیه در آن نقش آفرینی می کنند، باید با ایجاد زیرساخت تحقیقاتی و اندیشه محور(بانک اطلاعاتی)  با تجزیه وتحلیل ساختار اقتصادی ایران و روسیه به چگونگی رفع تحریم‌های اقتصادی بین المللی کمک کند.
اندیشه ورزی توسط صاحبنظران دو کشور بمنظور شناخت هر چه عمیق‌تر و وسیع‌تر خاورمیانه و جوامع و فرهنگ‌های ملل در سراسر دنیا و ارائه راه‌حل های مناسب برای چالش‌های بلندمدت طرفین در تمامی عرصه ها از اهداف مهم و مورد تاکید این سازمان می باشد. ایجاد هماهنگی وتبادل اطلاعات بین تمام دانشگاه‌ها و مؤسسات مطالعاتی دو کشور از طریق برقراری ساختاری یکپارچه بمنظور راهبری پژوهشی و تحقیقاتی از دیگر فعالیت های این سازمان خواهد بود.
 بررسی تجهیزات مورد نیاز مدیریت بحران ایران و نحوه ی تولید در ایران و یا تامین آن از کشور روسیه و همکاری در جهت راه اندازی اتاق فکر کشورهای حوزه خزر ( با هدف کاهش مخاطرات و اثرات بلایای طبیعی ) بمنظور تبادل اطلاعات، ارتقای سطح علمی و دانش فنی کشورهای عضو می‌تواند منتج به پویایی اهداف عالیه این سازمان مورد تحقیق گردد.
امروزه ابزارهای دیپلماسی عمومی نوین به حدی است که فشار حاکم بر فضای مجازی توسط رقبای دو کشور، در تبادلات فرهنگی و رسانه ای ایران و روسیه با سایر ملل تاثیر منفی داشته است. لذا با عنایت به شناخته شده نبودن رسانه های فارسی زبان روسیه در ایران و رسانه های روسی زبان ایران در روسیه، تاسیس، هدایت و حمایت از اولین اتاق فکر رسانه ای ایران و روسیه و به تناسب آن ترمیم چهره ای تهدید آمیز دو کشور در رسانه های بین المللی و تعیین خط‌مشی‌های فکری سایبری برای شخصیت‌ها و سازمان‌های دخیل در سیاست خارجی و دیپلماسی سایبری، از دیگر ماموریت های این سازمان اندیشه محور می باشد که نقش مهمی در درک و معرفی آن به مخاطبین خواهد داشت.
 در پایان باید یاد آور شد که ایجاد مرکزیت واحد جهت گردآوری اندیشه و افکار صاحب نظران و اندیشمندان دو کشور، حوزه نفوذ و عمل هوشمندانه تر را در عرصه های مختلف تقویت خواهد کرد.
**/ نویسنده:سید محمود کمال آرا (پژوهشگر روابط بین الملل)

 


کد مطلب: 23763

آدرس مطلب: https://www.ccsi.ir/vdcae0nu.49nei15kk4.html

قفقاز
  https://www.ccsi.ir