سه شنبه ۲۳ تير ۱۴۰۵ , 14 Jul 2026
تاریخ انتشار :يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۱۷
کد مطلب : 25468
یک ابرقدرت جدید در مرزهای ارمنستان: فرا رسیدن زمان چرخش استراتژیک به سمت ایران
به گفته آرمن آیوازیان، کارشناس برجسته سیاسی ارمنستان، امضای تفاهم‌نامه صلح بین واشنگتن و تهران عملاً تسلیم ایالات‌ متحده را قطعی کرده و ایران را به جایگاه ابرقدرت ارتقا می‌دهد. این کارشناس در مصاحبه‌ای با خبرگزاری«Golos Armeni» توضیح می‌دهد که چرا از سرگیری یک جنگ بزرگ بعید است و از ایروان می‌خواهد که فوراً یک اتحاد نظامی-سیاسی استراتژیک با ایران ایجاد کند. به گفته این دانشمند علوم سیاسی، در حال حاضر فقط تهران منابع و اراده لازم برای دفاع از سیونیک و جلوگیری از پیشروی‌های باکو و آنکارا را دارد.
آرمن مارتینوویچ، شما متوجه شده‌اید که با امضای تفاهم‌نامه صلح بین ایالات ‌متحده و ایران، یک ابرقدرت جدید در منطقه ظهور کرده است. با توجه به اینکه این تفاهم‌نامه فقط یک توافق‌نامه چارچوب موقت ۶۰ روزه است، نه یک معاهده نهایی، و اینکه شکاکان هنوز در ایالات‌متحده قوی هستند، وضعیت ایران چقدر پایدار است؟
البته، خطرات یک رویارویی نظامی جدید بین ایالات متحده و ایران کاملاً از بین نرفته است، اما احتمال یک جنگ بزرگ جدید به شدت کاهش یافته است. دلایل وضعیت فعلی که بسیاری از تحلیلگران و مفسران غربی و حتی برخی از اعضای کنگره آمریکا آن را «تسلیم» یا «تسلیم بی‌قید و شرط» واشنگتن می‌دانند، هم در زمینه نظامی-استراتژیک و هم در زمینه ژئوپلیتیک نهفته است.
مسدود شدن ۱۱۰ روزه تنگه هرمز ضربه بزرگی به اقتصاد جهانی وارد کرد و عملاً دسترسی به بازارهای خارجی را برای تقریباً ۲۰ تا ۳۰ درصد از تجارت جهانی نفت، گاز، کودهای معدنی و تعدادی دیگر از کالاهای صنعتی قطع کرد. از سرگیری جنگ به معنای مسدود کردن مجدد این کالاهای حیاتی است که ذخایر استراتژیک آنها اکنون در بسیاری از کشورها، از جمله حتی ایالات متحده، بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، به حداقل سطح خود رسیده است. بازسازی قابل توجه ذخایر هیدروکربن جهانی حداقل به سه تا چهار ماه زمان نیاز دارد. علاوه بر این، تنگه هرمز هنوز باید از مین‌ها پاکسازی شود. حتی پس از توقف خصومت‌ها، این تنگه به ​​طور کامل عملیاتی نخواهد شد، به این معنی که می‌تواند تقریباً ۱۵۰ کشتی در روز را حداقل به مدت یک تا دو ماه مدیریت کند. در حال حاضر، تردد از طریق این تنگه تقریباً ده برابر کمتر از حالت عادی است.
در این دوره، دولت ترامپ تمام تلاش خود را برای حفظ آتش‌بس انجام خواهد داد، زیرا ایالات متحده در ماه نوامبر انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره را برگزار خواهد کرد که تا حد زیادی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری 2028 را تعیین خواهد کرد. بنابراین، ترامپ و حزب جمهوری‌خواه به طور عینی علاقه‌ای به بدتر شدن وضعیت اقتصادی پیش از رأی‌گیری ندارند. علاوه بر این، شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای و اکثریت دموکرات‌ها در کنگره می‌تواند خطرات سیاسی جدی برای خود ترامپ ایجاد کند، از جمله استیضاح واقعی در صورت کنترل دموکرات‌ها بر هر دو مجلس. به همین دلیل، احتمال جنگ جدید علیه ایران قبل از نوامبر بسیار کم به نظر می‌رسد.
همچنین عوامل نظامی و استراتژیکی وجود دارد که مانع از سرگیری خصومت‌ها توسط ایالات متحده می‌شود. بمباران گسترده ایران در طول جنگ قبلی، ایالات متحده و اسرائیل را به دستیابی به اهداف اعلام شده خود - تغییر رژیم در تهران، تسلیم ایران، نابودی نیروهای موشکی و پهپادی آن یا کنترل تقریباً 460 کیلوگرم اورانیوم غنی شده تولید شده در این کشور - نزدیک‌تر نکرد. برعکس، ایران و متحدان شیعه منطقه‌ای آن در لبنان و عراق قاطعانه و مؤثر ضدحمله کردند و خسارات جدی به اسرائیل، پایگاه‌ها و نیروهای آمریکایی در منطقه و همچنین متحدان آمریکا در شبه‌نظامیان کرد و پادشاهی‌های عرب خلیج فارس وارد کردند. در پایان جنگ، حوثی‌های یمن نیز وارد درگیری شدند، هرچند به میزان محدود، و اعلام کردند که تنگه باب المندب، دومین گلوگاه دریایی کلیدی که دریای مدیترانه و اقیانوس هند را به هم متصل می‌کند، به روی کشتی‌های اسرائیلی بسته شده است.
علاوه بر این، در طول جنگ ۳۹ روزه، ایالات متحده حدود ۴۵ تا ۵۰ درصد از ذخایر عملیاتی موشک‌های کروز و هوا به هوای خود، از جمله بیش از ۱۰۰۰ موشک تاماهاوک و تقریباً ۱۰۰۰ موشک کروز JASSM، و همچنین بخش قابل توجهی از دارایی‌های موشک‌های ضد بالستیک خود را صرف کرد: تقریباً نیمی از موشک‌های پاتریوت موجود (بیش از ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰) و موشک‌های THAAD (تا ۲۹۰).
این شدت بالای استفاده از تسلیحات جنگی، تهدید فوری کمبود موشک و تضعیف قابلیت‌های بازدارندگی آمریکا در سایر مناطق استراتژیک، عمدتاً در تنگه تایوان و اروپا را ایجاد کرده است. بازگرداندن ذخایر موشک‌های تاد و پاتریوت به سطح قبل از جنگ، به یک تا چهار سال زمان از سوی صنایع دفاعی آمریکا نیاز دارد، در حالی که تکمیل کامل موشک‌های تاماهاک می‌تواند تا سال‌های 2031-2030 طول بکشد. همه این شرایط به عنوان یک عامل مهم، واشنگتن را از تکرار ماجراجویی ایران باز می‌دارد.
عامل دیگری نیز وجود دارد که از از سرگیری جنگ جلوگیری می‌کند، عاملی که اهمیت کمتری ندارد. طبق توافق ۱۸ ژوئن، ایران در ماه‌های آینده ده‌ها میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده در بانک‌های خارجی را که سال‌ها در بانک‌های خارجی مسدود شده بود، دریافت خواهد کرد. علاوه بر این، تهران قادر خواهد بود آزادانه نفت را که قبلاً تحت تحریم‌های شدید بود، صادر کند و سود هنگفتی از فروش آن به دست آورد. تقریباً ۶۰ روز دیگر، یک صندوق سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری که به طور خاص برای بازسازی زیرساخت‌های تخریب شده کشور در طول جنگ ایجاد شده است، قرار است فعالیت خود را آغاز کند. به عبارت دیگر، ایران غرامت‌های چند میلیارد دلاری اضافی دریافت خواهد کرد.
در همین بازه زمانی، ایران و عمان قصد دارند برای ایمنی ناوبری و نظارت بر محیط زیست، هزینه‌های ویژه‌ای را برای کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، وضع کنند که عملاً به هزینه ترانزیت تبدیل می‌شود. همه این جریان‌های مالی عظیم به طور طبیعی به بهبود سریع اقتصادی ایران، بهبود وضعیت اقتصادی و تقویت پول ملی آن و همچنین افزایش بیشتر قابلیت‌های دفاعی کشور، از جمله نوسازی سریع و گسترش تسلیحات و پتانسیل نظامی آن، کمک خواهد کرد.
بنابراین، حتی اگر اظهارات سیاسی و ارزیابی‌های احساسی را کنار بگذاریم، ترکیب عوامل اقتصادی، نظامی-استراتژیک و سیاسی داخلی، از سرگیری یک جنگ گسترده علیه ایران را در آینده‌ای قابل پیش‌بینی بسیار بعید می‌کند.
شما به ۳۰۰ میلیارد دلار غرامت به ایران اشاره کردید. در حال حاضر بحثی در رسانه‌های بین‌المللی وجود دارد: ترامپ ادعا می‌کند که ایالات متحده به ایران پولی پرداخت نمی‌کند. او در مورد یک صندوق سرمایه‌گذاری سهام خصوصی و بازگرداندن دارایی‌های مسدود شده ایران صحبت می‌کند. چرا این وجوه را به عنوان غرامت طبقه‌بندی می‌کنید؟
ایران اصرار داشت که در یادداشت مذکور، بندی در مورد جبران خسارات وارده در نتیجه جنگ گنجانده شود. در این چارچوب است که باید به ایجاد یک صندوق سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری، که عملاً به عنوان مکانیسمی برای جبران خسارات پس از جنگ عمل می‌کند، توجه شود. چه نویسندگان این سند را صندوق سرمایه‌گذاری، بسته کمکی یا برنامه بازسازی بنامند، جوهره اقتصادی و سیاسی آن یکسان است: پرداخت غرامت به دولتی که متحمل ویرانی گسترده‌ای شده است.
برای ایران، عامل حیاتی منبع وجوه نیست، بلکه واقعیت دریافت آنهاست. اینکه آیا این پول مستقیماً از ایالات متحده یا به احتمال بیشتر، از پادشاهی‌های عرب خلیج فارس متحد واشنگتن تأمین خواهد شد، مسئله‌ای ثانویه است. از دیدگاه تهران، پادشاهی‌های عرب خلیج فارس نیز مسئول این رویدادها هستند، زیرا آنها خاک، زیرساخت‌ها و سایر منابع خود را برای عملیات هوایی، دریایی و موشکی آمریکا در طول جنگ فراهم کردند. در برخی موارد، به ویژه در مورد امارات متحده عربی، طبق گزارش‌ها، میزان دخالت حتی مستقیم‌تر بوده است.
طبق تحلیل شما، حوزه نفوذ تهران به دلیل تضعیف ایالات متحده، اسرائیل و اتحادیه اروپا به طور چشمگیری از پاکستان تا قفقاز جنوبی در حال گسترش است. ایران چگونه قصد دارد با توجه به حضور قوی سایر بازیگران در قفقاز جنوبی، این نفوذ را به صورت قانونی یا عملی تثبیت کند؟ این جهش اقتصادی چگونه بر توازن قدرت در منطقه ما تأثیر خواهد گذاشت؟
به اعتقاد من، ایران برای تقویت نفوذ خود در منطقه قفقاز، از تمام زرادخانه ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و در صورت لزوم نظامی-سیاسی خود استفاده خواهد کرد. به طور خاص، پروژه TRIPP مستقیماً با منافع ایران و همچنین منافع اساسی ارمنستان در تضاد است. این پروژه، استقرار عملی کنترل آمریکا بر بخشی از جمهوری ارمنستان را که مستقیماً در مجاورت مرز ایران قرار دارد، از جمله استقرار واحدهای نظامی خصوصی آمریکایی و زیرساخت‌های مرتبط در آنجا، در نظر دارد.
در همین حال، بند چهارم تفاهم‌نامه ۱۸ ژوئن به صراحت بندی را که تهران بر آن اصرار دارد، بیان می‌کند: "ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد می‌شود که نیروهای خود را از مناطق مجاور جمهوری اسلامی ایران ظرف ۳۰ روز پس از انعقاد توافق نهایی خارج کند."
این به یک نتیجه روشن منجر می‌شود: ایران هرگز با حضور نظامی آمریکا در سیونیک، به ویژه در قالب بلندمدت، موافقت نخواهد کرد. و بدون حضور نظامی آمریکا، اجرای پروژه TRIPP به شکل فعلی آن غیرممکن است. بنابراین، تقویت اقتصادی ایران و افزایش وزن نظامی-سیاسی آن پس از جنگ می‌تواند به طور جدی موازنه قدرت در قفقاز جنوبی را تغییر دهد و مانع پیشرفت پروژه‌هایی شود که تهران آنها را تهدید مستقیم می‌داند.
ارمنستان باید فوراً بپذیرد که با امضای تفاهم‌نامه بین ایران و ایالات متحده، یک ابرقدرت جدید در همسایگی نزدیک ما متولد شده است. جمهوری اسلامی ایران از جنگ با ایالات متحده، اسرائیل و متحدان آنها نه تنها شکست‌ناپذیر یا حتی پیروز بیرون آمد، بلکه علاوه بر این، وزن و اهرم ژئواستراتژیک خود را به میزان قابل توجهی افزایش داده است.
نفوذ ژئوپلیتیکی ایران در سراسر آسیای غربی به سرعت در حال گسترش است و مواضع ایالات متحده، اسرائیل، بریتانیای کبیر و اتحادیه اروپا را تضعیف می‌کند. ایران در حال حاضر شروع به دیکته کردن شرایط خود به کشورهای این منطقه و همچنین حامیان سابق آنها کرده است.
این تغییرات دوران‌ساز از نظر تشکیلات سیاسی ارمنستان و رهبران آن بی‌اهمیت است. آنها این تغییرات را نادیده می‌گیرند، از تحلیل آنها عاجزند و از نتیجه‌گیری‌های لازم عاجزند. سه‌گانه سنتی روسیه-آمریکا-اروپا همچنان بر گفتمان سیاسی ارمنستان تسلط دارد، در حالی که واقعیت جدید منطقه‌ای رویکردهای اساساً متفاوتی را می‌طلبد.
در شرایط فعلی، اولویت اصلی ایروان باید یک چرخش استراتژیک به سمت ایران و تشکیل یک اتحاد استراتژیک و نظامی-سیاسی تمام‌عیار با آن باشد. این امر نه تنها سیستم امنیت ملی ارمنستان را در درازمدت تقویت می‌کند، بلکه به طور قابل توجهی آن را متنوع می‌سازد. در واقعیت ژئوپلیتیکی جدید، وضعیت اتحاد رسمی ارمنستان با ایران به یک عامل بازدارنده قدرتمند تبدیل خواهد شد و باکو و آنکارا را مجبور به کنار گذاشتن ادعاهای ارضی خود بر سیونیک خواهد کرد.
تعامل با فدراسیون روسیه، ایالات متحده و اتحادیه اروپا بدون شک همچنان مهم است. با این حال، ایران باید به محور اصلی سیاست خارجی ارمنستان تبدیل شود. تهران در حفظ حیات، حاکمیت و تقویت ارمنستان نسبت به سایر مراکز قدرت، منافع بیشتری دارد. به عبارت دیگر، ایران هم منابع و هم اراده سیاسی برای جلوگیری از تجاوز نظامی علیه ارمنستان را در اختیار دارد، در حالی که سایر بازیگران فاقد هر دو هستند. بنابراین، سیاست خارجی به روز شده ارمنستان باید پایه و اساس روشن و بدون ابهامی داشته باشد: اتحاد استراتژیک با ایران به خاطر امنیت ارمنستان، مصونیت سیونیک و ثبات بلندمدت دولت ارمنستان.
 
درباره آرمن آیوازیان:
وی، مورخ و دانشمند علوم سیاسی ارمنی، مدیر مرکز مطالعات استراتژیک آرارات (ایروان) و محقق ارشد در ماتناداران است. دارای مدرک دکترای در تاریخ (۱۹۹۲) و دکترای علوم سیاسی (۲۰۰۴) می‌باشد.آیوازیان از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴، به عنوان دستیار رئیس‌جمهور ارمنستان، مشاور وزیر امور خارجه جمهوری ارمنستان و رئیس هیئت نمایندگی جمهوری ارمنستان در سازمان امنیت و همکاری اروپا در وین خدمت کرد. وی همچنین به عنوان استاد مدعو در گروه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه آمریکایی ارمنستان، مدرس دانشگاه دولتی ایروان و استاد گروه علوم سیاسی آکادمی مدیریت دولتی جمهوری ارمنستان بوده است.
 
 
  https://ccsi.ir//vdceve8w.jh8npi9bbj.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

عضويت در خبرنامه