کد مطلب : 16391
نگاه چین به اوراسیا
محسن پاک‌آیین
سه شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۵۲
پکن منافع خود را نه فقط در شرق، بلکه در تمام قاره آسیا تعریف کرده و در آینده حضور چین در منطقه اوراسیا و بخصوص مرکز و جنوب آسیا بیشتر خواهد شد، موضوعی که راهبرد نویسان ایران هم باید به آن توجه نمایند.
نگاه چین به اوراسیا
درسال 1957 مائوتسونگ، رهبر بزرگ چین، کشور خود را یک طوفان شرقی خواند که بر طوفان غرب چیره خواهد شد. از آن پس چین، در جغرافیای سیاسی جهان به عنوان یک قدرت شرقی تلقی گردید. اما امروز بسیاری از آینده پژوهان چینی بر این باورند که زمان آن است که چین از یک قدرت شرقی به یک قدرت آسیائی یا حتی اوراسیائی تبدیل شود. آن ها معتقدند بخش هائی از چین نظیر استان سین کیانگ در آسیای مرکزی قرار دارد و بخش های دیگری از جمله تبت، در جنوب آسیا واقع است، لذا در جغرافیای سیاسی، چین فقط یک کشور شرقی و یک قدرت دریائی نیست، بلکه یک کشور فراشرقی و قدرت قاره ای می باشد. جیسی وانگ رئیس مرکز مطالعات دانشگاه پکن در این باره می گوید: وقتی در آمریکا مشغول تحصیل بودم، همه جا، در دولت آمریکا، در پنتاگون و در دوائر امنیتی، از چین فقط به عنوان بخشی از شرق آسیا یاد می شد. در حالی که  وقتی از چین به عنوان یک واحد شرقی یاد می شود، بلافاصله مسائل منفی مثل اختلافات مرزی چین با ژاپن و کشورهای آسیای جنوب شرقی یا دوستی پکن با پیونگ یانگ و یا اختلافات چین و کره جنوبی به ذهن خطور می کند، اختلافاتی که به زودی حل نخواهند شد. غربی ها با این رویکرد، همواره چین را به عنوان کشور مزاحم در مسیر برقراری صلح در شرق آسیا دانسته و با نگاه امنیتی به اختلافات پکن با منطقه توجه داشتند.*
راهبرد نویسان چین معتقدند این کشور برای رهائی از مشکلات خود در شرق آسیا، باید نگاه به غرب را تقویت کرده و تبدیل به یک قدرت آسیائی و بلکه اوراسیائی گردد. آنان معتقدند چین نه تنها در اوراسیا اختلافات و مشکلات امنیتی شرق را ندارد بلکه با آمریکا و اروپا نیز هماهنگ تر است و می تواند منافع ملی چین را آسیای مرکزی،جنوب قفقاز و غرب آسیا بهتر تامین نماید.از نطر آنان اوراسیا منطقه ای بسیار وسیعی است که از ترکیب دو قاره اروپا و آسیا پدید آمده‌، مرز طبیعی ویژه‌ای ندارد و در بعضی مناطق جهان، به عنوان بزرگترین منطقه در بین ۵ یا ۶ قاره جهان شناخته می‌شود.
جیسی وانگ معتقد است بسیاری از افراد وقتی به پکن سفر کرده و پیشرفت های اعجاب اور این شهر را می بینند، فکر می کنند چین در زمره کشورهای شمال یا کشورهای توسعه یافته است، در حالی که اینطور نیست و چین هنوز در جرگه کشورهای جنوب یا در حال توسعه قرار دارد. صدها شهر کوچک و متوسط چین هنوز رشد نکرده و در ردیف مناطق محروم محسوب می شوند و چین برای دستیابی به ظرفیت های اقتصادی جدید باید به اوراسیا بیندیشد و نگاه به غرب جغرافیائی را تقویت کند. کشورهای غرب چین بخصوص اوراسیا بازار بزرگی برای کالاهای چین هستند و برخی از کشورهای غرب و جنوب آسیا، منبع غنی انرژی برای پکن می باشند. البته رویکرد نگاه به غرب جغرافیائی، به معنای فراموش کردن شرق نیست، چین می تواند همچنان یک قدرت بحری و تاثیر گذار در شرق آسیا باشد و در عین حال مسیر تبدیل شدن به یک قدرت قاره ای را نیز بپیماید.
سرمایه گذاری 45 میلیارد دلاری چین در بندر گوادر در پاکستان، نمونه ای از سیاست نگاه به غرب چین برای دستیابی به فرصت‌های استراتژیک در جنوب آسیاست. گستردگی حجم سرمایه گذاری چین در تاسیسات و زیرساخت های بندری و حتی خطوط ریلی و هوایی پاکستان، جهت تسریع در امر تجارت کالا اعم از واردات و صادرات کالاهای دو کشور و همچنین ترانزیت کالاهای آسیای مرکزی، اروپا و افریقا، بخشی از سیاست ایجاد راه ابریشم جدید با محوریت پکن می باشد. چین با بهره برداری از بندر راهبردی پاکستان ، به آب های آزاد دریای عمان، بازارهای پر رونق کشورهای حوزه خلیج فارس، خاورمیانه، اروپا و آفریقا خواهد رسید و رویکرد نگاه به اوراسیا را تقویت خواهد کرد.
راهبرد نویسان چین البته یکی از مشکلات حضور کشورهای بزرگ در منطقه اوراسیا را وجود تروریسم در برخی از این کشورها می دانند.مشکلی که امروز گریبان چین در استان سین کیانگ را هم گرفته است. اما آنان پکن را به پرهیز از ورود جدی به موضوع مقابله با تروریسم در منطقه آسیای مرکزی و جنوبی توصیه کرده و معتقدند ورود جدی پکن به این موضوع، فرصت های اقتصادی پیش رو را به تهدید مبدل خواهد ساخت.
با این اوصاف بنظر می رسد پکن منافع خود را نه فقط در شرق، بلکه در تمام قاره آسیا تعریف کرده و در آینده حضور چین در منطقه اوراسیا و بخصوص مرکز و جنوب آسیا بیشتر خواهد شد، موضوعی که راهبرد نویسان ایران هم باید به آن توجه نمایند. 

* سخنرانی جیسی وانگ jisi wang  در آکادمی دیپلماسی جمهوری آذربایجان

منبع: خبرآنلاین
Share/Save/Bookmark