کد مطلب : 20203
پیامدهای احتمالی تحریم های آمریکا علیه ایران؛ مبتنی بر تجربیات گذشته
ایوان تیمافی‌اف
يکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۰۶
پیامدهای احتمالی تحریم های آمریکا علیه ایران؛ مبتنی بر تجربیات گذشته
خروج آمریکا از برجام مسئله تحریم‌ها علیه ایران را به صدر اخبار تبدیل کرد. تصمیم ترامپ به معنای بازگشت آمریکا به طیف وسیعی از تحریم‌های اقتصادی است که پیش از برجام علیه تهران اعمال شده بودند. تصمیم ترامپ به شدت مورد انتقاد سایر امضا کنندگان برجام قرار گرفت. وضعیتی که دنیا پس از تصمیم ترامپ تجربه کرد حاکی از پیدایش منطق جدیدی در روابط بین‌الملل در خصوص مسئله هسته‌ای ایران و سایر مسائل است که در آن رویکرد اعضای اصلی با یکدیگر متفاوت است.
اتفاقی که در خصوص خروج آمریکا از توافق هسته‌ای رخ داد سوالاتی را پیش روی ما قرار می‌دهد.
 
  • اینکه تا چه میران تحریم های آمریکا علیه ایران موثر واقع خواهند شد. به عبارت دیگر آمریکا تا چه اندازه موفق خواهد شد ایران را مجبور به تغییر مسیر سیاسی خود و تحقق خواسته های سیاسی اصلی خود کند؟
    شرایط پدید آمده نیازمند بازنگری در مسائل اساسی مربوط به مطاله سیاست های تحریم های اقتصادی می باشد. البته مسئله این است که چرا برخی تحریم ها در برخی موارد موثر هستند و در برخی موارد شکست می خورند. چرا گاهی اوقات کشور هدف تسلیم می شود و گاهی اوقات با اینکه می داند تحریم ها برایش هزینه دارد اما مقاومت می کند؟
فرضیه مقاله ذیل بر این اصل می باشد که اثر بخشی تحریم ها بر دو عامل اصلی وابسته می باشد.
 
  • اول: اولین آسیب به کشور هدف در نتیجه تحریم های اقتصادی علیه آن می باشد. هر چه خسارت بیشتر باشد احتمال اینکه کشور هدف کوتاه بیاید بیشتر است.
    دوم: همراهی کشورهای پیشنهاد دهنده تحریم بر مبنای نهادهای بین المللی (در درجه اول سازمان ملل) هر چه مواضع کشورهای تحریم کننده به یکدیگر نزدیک تر باشد و با یکدیگر هماهنگ تر باشند، کشور هدف آسیب پذیری بیشتری خواهد داشت. بدون شک چنین وابستگی غیر خطی می باشد.
به عنوان مثال در برخی موارد یک تحریم کوچک می تواند تاثیرات بزرگ داشته باشد و در برخی موارد تحریم های بزرگ نیز ممکن است کارساز نباشد. با این وجود برای ما مهم حوزه وابستگی ها و ماهیت رابطه علت و معلولی می باشد.
همچنین باید توجه داشت که علاوه بر این عوامل، مجموعه ای از سایر متغیرهای مستقل وجود دارد. در میان آنها؛ میزان تحکیم رژیم سیاسی و ثبات سیاست داخلی کشور هدف وحدت کشورهای تحریم کننده مجموعه ای از ابزارهایی که استفاده می شود، توازن قدرت میان کشورهای هدف و کشورهای تحریم کننده، ماهیت روابط سیاسی میان کشورهای تحریم کننده و کشورهای هدف، سطح توسعه یافتگی و تنوع اقتصادی کشور هدف، تهدید استفاده از زور، آلترناتیوهای تجاری و شرکای اقتصادی که با کشور هدف بر خلاف تحریم ها کار می کنند.
فاکتور خسارت و ائتلاف به عنوان کلید اصلی در تحقیقات کمی اخیر که در آن تأثیر متغیرهای خاص بر سایر متغیرها بر اساس تجزیه و تحلیل پایگاه داده TIES برای 888 قسمت از جنگ تحریم در نظر گرفته شده است. به طور خاص یک تحقیق توسط "بارات" و همکارانش نشان داد که خسارات ناشی از تحریم و حضور یک ائتلاف در حوزه سازمان بین الملل مهم ترین عوامل برای موفقیت تحریم ها می باشد. [Bapat et al. 2013: 79-98]
با این وجود نتایج یک تحلیل کمیتی را باید با احتیاط مد نظر داشت. چراکه  با تغییر فضا و پارامترها، نتایج نیز عوض می شود. در میان کارهایی که انجام شده در این حوزه کار [Hufbauer et al. 2009], Дениела Дрезнера [Drezner 2015], Сюзан Аллен [Allen 2005], Шейн Бонетти [Bonetti 1998], Брайана Ерли [Early 2011], Вильяма Кэмпфера и его коллег [Chao, Kaempfer, Lowenberg 2003], Валентина Крастева [Krustev 2010] и многих  خوب و مهم ارزیابی می شود.
ما به رابطه بین این علت و معلول ها در خصوص تحریم های ایران نگاه خواهیم کرد. مقاله بر اساس متد کیس استادی انجام شده است و یک مطالعه کمیتی نمی باشد منظور از کیس استادی در این مقاله چیزی است که [Gerring 2007] در کتابش توضیح داده است. به عنوان نمونه هایی از چنین رویکردی، می توان از آثار روابط ون در گراف [Graaf 2013]  و سوزان ملونی   [Maloney 2015]برای تحلیل پرونده ایران استفاده کرد.
روش تحقیق اصلی تجزیه و تحلیل ما مطالعه تاریخ سیاسی تحریم علیه ایران در مراحل مختلف خواهد بود. مفهوم تحریم و ارتباط آن با مقوله های مشابه (جنگ تجاری و ....) در مقاله اخیر بررسی شده است. [Тимофеев 2018].
به عنوان منبع ما از منابع حقوقی آمریکا که مربوط به تحریم ها می باشد قطعنامه های سازمان ملل و سایر مدارک استفاده کرده ایم
روش شناسی این مقاله در روح «نهادگرایی کلاسیک» با تأکید بر مطالعه نهادهای رسمی و «قواعد بازی» استوار است.

مرحله اولیه: از تحریم های یکجانبه در جستجوی یک ائتلاف

تحریم ها علیه ایران از لحاظ تاریخی هم به منظور حفظ جاه طلبی های هسته ای و هم طیف وسیعی از مشکلات وضع شده اند. در این میان مهار کردن توسعه بخشی تسلیحات نظامی متعارف و برنامه موشکی، نقض حقوق بشر، اتهام در خصوص حمایت از تروریسم، بازداشت اتباع خارجی، فعالیت نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس و ... به عنوان یک قاعده، آمریکا شدیدترین تحریم ها را اعمال نمود آمریکا همچنین به طور سنتی سیاست تحریم ها را با انجام عملیات نظامی یا تهدید نظامی علیه ایران ترکیب می کند. در عین حال، آمریکایی ها به تدریج از اقدامات یکجانبه یا ائتلاف های کوچک برای بستر سازی و همسو سازی سایر بازیگران و ایجاد ائتلاف های بزرگتر  و پایدار شروع می کنند. 
تاریخچه تحریم های تهران به دهه 50 میلادی باز میگردد. زمانی که در سال 1951 میلادی ایران نفت را ملی کرد، انگلستان و آمریکا نفت و محصولات نفتی ایران را تحریم کردند. در آن زمان فرایند ملی کردن کمپانی های غربی بسیار گسترش یافته بود و تحریم صادر کننده های نفت سیاست متداولی بود. اما در مورد ایران واشنگتن و لندن سریع به سمت سیاست زور رفتند و نخست وزیر قانونی ایران را با یک کودتا برکنار کردند و سپس با روی کار آمدن دولت جدید در ایران یک کنسرسیوم بین المللی ایجاد شد که سهم آمریکا و انگلیس در آن زیاد بود.
دور بعدی تحریم ها علیه ایران در سال 1979 میلادی اعمال گردید و دلیل آن نیز گروگان گرفتن دیپلمات های آمریکایی توسط ایران بود و در آن زمان اموال ایران در آمریکا مصادره گردید و در آوریل 1980 تحریم های تجاری علیه ایران آغاز گردید. [1] در آن زمان و هنگام جنگ با عراق، ایران بازار آمریکا را به کلی از دست داد اما تهران به سرعت خود را با شرایط تحریم سازگار نمود و روابط اقتصادی خود را با شرکای اروپایی و همچنین ژاپن ادامه داد. بنابر این می بینیم که بدون ائتلاف سازی اثر تحریم ها محدود می باشد حتی اگر تحریم کننده کشور قدرتنمدی همچون آمریکا باشد. Graaf 2013: 147
در این مرحله بیشتر فشار بر صادر کننده نفت بود به همین دلیل کشورها به خرید از ایران ادامه دادند. [Ергин 2011: 760-763].
بنابر این می بینیم که بدون ائتلاف سازی اثر تحریم ها محدود می باشد حتی اگر تحریم کننده کشور قدرتنمدی همچون آمریکا باشد فلذا در آن دوره تحریم ها جواب نداد و روی به استفاده از زور آوردند. در این دوره چون صادرات نفت زیاد نبود، تحریم ها حالت سمبلیک داشتند و در همین دوره آمریکایی ها با ایرانی ها در خلیج فارس درگیر شدند و ضربه سختی به نیروهای ایرانی وارد آوردند.
در دوران بیل کلینتون دور جدید از تحریم ها علیه ایران به اتهام تلاش برای دست یابی به تسلیحات کشتار جمعی آغاز گردید. ویژگی این دور تحریم این بود که علاوه بر رئیس جمهور آمریکا به امضای کنگره نیز رسید. شهروندان آمریکایی از سرمایه گذاری در بخش نفت و گاز ایران ممنوع بودند. اگر قبلا رئیس جمهور پیشنهاد دهنده تحریم ها بود اینبار کنگره وارد عمل گردید. کلینتون طبق دستورات:
(№ 12957 от 15 марта 1995 г., № 12959 от 9 мая 1995 г. И № 13059 от 19 августа 1997 г )   تحریم اقتصادی، سرمایه گذاری در بخش نفت و گاز ایران را ممنوع کرد. [2].
شهروندان امریکایی از سرمایه گذاری در بخش نفت و گاز ایران ممنوع شدند. تحریم اقتصادی برقرار شد و سرمایه گذاری در اموال ایران نیز ممنوع شد. [3]
 در سال 2006 یک سری تحریم ها در راستای تضعیف اقتصاد ایران با هدف ممانعت از تامین مالی ترورست ها توسط ایران اعمال گردید. محوریت اصلی این تحریم ها مجددا بخش انرژی ایران بود اما یک سری تغییرات نیز همراه داشت.
 
  • اول؛ کنگره خواستار ایجاد یک مکانیزم موثر بین المللی برای تحت فشار قرار دادن ایران گردید. در اینجا آمریکایی ها به این درک رسیدند که بدون ائتلاف سازی و همسو سازی سایر کشورها، ایران می تواند تحریم ها را دور بزند.
    دوم؛ رئیس جمهور مجبور شد در خصوص تلاش برای ائتلاف سازی علیه ایران، سالیانه به کنگره گزارش بدهد. کنگره معتقد بود هم پیمانان آمریکا شامل اسرائیل، کره جنوبی، اتحادیه اروپا، استرالیا و ژاپن باید از تحریم ها علیه ایران پیروی کنند.
    سوم؛ تحریم های انرژی خود را با ممنوعیت عرضه اجناس، بیمه و حمل و نقل محصولات نفتی به ایران تکمیل کردند.
    چهارم؛ نوآوری دیگر، استفاده از اصل خارج از قلمرو بود، یعنی تحریم ها به شهروندان و شرکت های آمریکایی و همچنین خارجی ها اعمال می شود.
کاربرد عملی قانون نتایج کمی برای دیپلماسی آمریکا به دست آورده است. اصول خارج از مرزهای منطقه باعث ایجاد واکنش منفی از متحدان آمریکا شد و برای مدت طولانی مورد استفاده قرار نگرفت. ایران با موفقیت سیاست های خود را برای تنوع بازارهای خود ادامه داد. تحریمها عملا یک طرفه باقی مانده بود، اما این قسمت ویژگیهای مهمی از سیاست بعدی را به وجود آورد. در ایالات متحده، یک اجماع ثابت، با هدف تشکیل یک ائتلاف بین المللی از تحریم ها علیه ایران وجود دارد. تحریم های تجاری با مکانیسم های دیگر (مالی و بیمه) تکمیل شد. نقش کنگره فعالتر گردید و خواستار افزایش خسارت از تحریم ها از طریق تشکیل یک ائتلاف بین المللی گردید.
قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران گام مهمی در ایجاد ائتلاف بین المللی در برابر ایران بود. در یکی از کارهای تجربی اخیر در مورد مشکل تحریم ها بروزوکا، [Brzoska 2015: 1339-1349] از دانشگاه هامبورگ اشاره به یک روند جالب داشته است:
اغلب تحریم های شورای امنیت سازمان ملل علیه کشورها پس از آن اعمال گردیده است که تحریم های یک طرفه علیه آنها برقرار شده بود است. کشور پیشنها دهنده تحریم تلاش دارد تحریم خود را در چارچوب شورای امنیت سازمان ملل پیش ببرد. اغلب کشورهای تحریم کننده تلاش می کنند تحریم های خود را با گرفتن یک قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل علیه کشور هدف تکمیل نمایند. این الگو استراتژی آمریکا نسبت به ایران را به خوبی توصیف می کند. ایالات متحده در مواجهه با مشکلات تشکیل یک ائتلاف ضد ایرانی، تلاش کرد آن ها را در زمره تحریم های سازمان ملل متحد بگنجاند و سپس، اقدامات یکجانبه خود را تکمیل نمود. به عبارت دیگر، شورای امنیت سازمان ملل، علیرغم قابلیت های محدود آن، به یک ابزار جدی برای بین المللی کردن تحریم ها تبدیل شده است. سایر اعضای شورای امنیت سازمان ملل از این نیز بهره مند شدند: آنها می توانند موقعیت خود را با نرم کردن و یا اصلاح راه حل های پیشنهادی و نیز تهیه پیش نویس قطعنامه ها اعلام کنند. این الگو به خوبی استراتژی آمریکا نسبت به ایران را توصیف می کند.
سازمان انرژی اتمی این وظیفه را داشت که وضعیت اتمی ایران را گزارش دهد ولی در قطعنامه سخنی از تحریم ایران نبود این یک پیروزی برای آمریکا بود که توانست مسئله ایران را بین المللی کند و برای سایر کشورهای شورای امنیت هم پیروزی بود که نگذاشتند آمریکا به تنهایی مسئله را حل کند و آنها هم آمدند و شریک شدند.
اولین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل (1696) در خصوص برنامه موشکی و اتمی ایران در 31 ژوئن سال 2006 میلادی به تصویب رسید. در نگاه اول تلقی می شد که بی فایده باشد. این قطعنامه، ایران را ملزم به توقف همه فعالیت های مربوط به غنی سازی و بازتولید مواد رادیواکتیو را از جمله بخش تحقیق و توسعه می نمود. همچنین فهرستی از اشخاص حقوقی ایران و ایرانیهایی که در خارج از این کشور فعالیت مالی داشتند را شامل می شد و اموال آنها را در خارج از کشور مصادره نمودند. در ابتدا شمار این افراد کم بود و شامل 10 الی 12 نفر می گردید اما در مارس 2007 شورای امنیت سازمان ملل بر اساس قطعنامه 1747 این فهرست را گسترش داد. علاوه بر افراد و شرکت های درگیر در برنامه موشکی – هسته ای، شامل سازمان ها و رهبران فردی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران بود. علاوه بر آن قطعنامه فروش سلاح به ایران را ممنوع کرد. محدودیت های تحمیل شده بر ایران عملا جلوی واردات همه نوع تسلیحات پایه ای و متعارف را می گرفت. همچنین از همه کشورها، موسسات مالی و اعتباری بین المللی خواست به غیر از موارد انسان دوستانه، از اعطای هر نوع کمک مالی به ایران پرهیز نمایند. یک سال بعد در مارس 2008 تحریم ها مجددا افزایش یافت. توصیه گردید که با بانک های ایرانی و شعب آنها در خارج از کشور محتاطانه تر کار کنند و مراقب باشند که آنها به تامین بودجه برای برنامه موشکی ایران مبادرت نکنند.
به منظور رصد بیشتر اقدامات مالی و برای مبارزه با فعالیت های پولشویی ایران، گروه ویژه اقدام مالی (اف ای تی اف) در دستور کار قرار گرفت. علاوه بر این، این قطعنامه مجاز به بازرسی کشتی ها و هواپیماهای ایران در صورت وجود سوء ظن در ارتباط با منابع ممنوعه را فراهم کرد.
با این حال، تمام این اقدامات برای توقف برنامه هسته ای ایران کافی نبود. به طور خاص، تا سال 2010 ایران توانست غنی سازی اورانیوم را تا 20 درصد افزایش دهد و تاسیس غنی سازی در قم را ایجاد کند. در مقابل قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید که تحریم ها را به شدت افزایش داد. آنها ایران از هر گونه سرمایه گذاری خارجی و توسعه هسته ای و مواد موشکی و و تکنولوژی منع کردند. همراه با ممنوعیت عرضه نوع اساسی سلاح های متعارف، ممنوعیت آموزش متخصصان نظامی ایران در خارج از کشور نیز ممنوع شد. فهرست افراد و شرکت های تحت نظارت، از جمله حمل و نقل، افزایش یافت. شرکت های حمل و نقل خارجی در لیست قرار گرفتند. علاوه بر بازرسی بار در بنادر و فرودگاه ها، آنها مجاز به بررسی کشتی های مشکوک ایرانی در دریاهای آزاد شدند. تحریم های مالی و بانکی افزایش یافت. بانک های مشکوک نمی توانستند در خارج از کشور شعبه داشته باشند و عملیات مالی انجام دهند. همچنین بر خلاف قطعنامه های قبلی، قطعنامه 1929 حاکی از رابطه درآمد حاصل از فروش نفت و تامین مالی توسعه برنامه هسته ای ایران  بود و این پاراگراف بعدا تبدیل به یک  وجه مهم برای تحریم نفتی ایران توسط جامعه جهانی گردید.  

تکمیل تحریم شورای امنیت سازمان ملل: تنوع ابزار و بهبود تحریم های فرا سرزمینی

در عین حال آمریکایی ها به طور یکجانبه به تکمیل تحریم ها پرداختند. سیاست آنها ترکیب فعالتری از تحریم های بخش تجاری بود. تحریم های مالی منجر به افزایش نفوذ محدودیت های تجارت شد. آمریکا نظارت بر معاملات اقتصادی ایران را افزایش داد که اجازه می داد به صورت بهتر و موثرتری ناقضان تحریم های ایران شناخته شوند. وجود تحریم های شورای امنیت سازمان ملل، تحریم های فراسرزمینی را مشروعیت بخشید. اگرچه پیش تر، متحدان آمریکا، اقدامات آن کشور در قبال ایران را مورد سرزنش قرار می داند اما پس از تصویب قطعنامه  شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران، متحدان آمریکا و کشورهای طرف سوم مجبور به پذیرش تحریم ها شدند. این جریمه های سنگینی که آمریکا علیه بانک های اروپایی وضع کرد با واکنش جدی دولت های اروپایی مواجه نشد.
تشدید تحریم ها هم سیاست کنگره و هم سیاست دولت بود. در سال 2010 کنگره  به طور جدی تحریم ها را با تصویب قانون مجازات جامع علیه ایران (PL 111-195 — CISADA)، و نیز اصلاح قانون 1996 میلادی (ISA) افزایش داد. قانون جدید علیه ایران شامل: برنامه هسته ای و برنامه موشکی، ساخت سلاح های متعارف، کمک به "حزب الله"، نقض حقوق بشر، بازداشت شهروندان آمریکایی توسط ایران، همکاری نکردن با آمریکا و اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد، بود
علیرغم تجربه تنش میان آمریکا با متحدانش که در نتیجه تحریم های 1996 میلادی علیه ایران بوجود آمد اما  آمریکا تحریم های خارجی را علیه بخش انرژی ایران، با ممنوعیت سرمایه گذاری در آن، و نیز تحویل محصولات نفتی به کشور وضع کرد. تحریم های سازمان ملل شامل تامین مواد و فن آوری های لازم برای برنامه مشوکی و هسته ای و توسعه نیروهای مسلح ایران بود.
ممنوعیت واردات کالاهای ایرانی به آمریکا و صادرات کالاهای آمریکایی به ایران اجرایی شد. دارایی های تمام شهروندان ایرانی که مشکوک به همکاری در توسعه برنامه هسته ای بودند، توقیف گردید. رئيس جمهور موظف به تهیه یک لیست از مقامات ایرانی ناقض حقوق بشر گردید.
کنگره در سال 2012 قانونی (PL 112-158) به منظور کاهش تهدید ایران و مسئله حقوق بشر در سوریه به تصویب رسانید و توانست یک ضربه مهلک به بخش انرژی ایران وارد کند. در آن زمان آشکار شد که ایران در برابر تحریم های نفتی آمریکا با فروش قیمت های ترجیحی مقاومت کرده است. کنگره با تصویب قانون فوق تلاش کرد جلوی صادرات نفت ایران را بگیرد. بنابر این امریکا با حمایت از تولید کنندگان جایگزین (عربستان سعودی) سعی کرد خریداران عمده نفت ایران را از خرید نفت ایران منصرف کند و برای آنها امتیازاتی نیز در نظر گرفت اما در صورت ادامه خرید، آنها متوجه اقدامات تنبیهی آمریکا می شدند.
از سال 2010 تا 2013، اوباما فرامین شماره (13553، 13574، 13590، 13599، 13606، 13608، 13622، 13628 و 13645) را برای محدودیت ایران امضاد کرد اجرا شد. بنابر فرمان شماره 13590 تحریم ها علیه شرکت هایی اعمال گردید که تجهیزات بخش انرژی به ایران بفروشند [4]
سرانجام، در ژانویه سال 2013، قانون آزادی و منع گسترش سلاح های هسته ای ایران (IFCA)، امضا گردید و تحت شماره PL 112-239  اجرایی شد[5]. که موجب ایجاد تغییراتی در قوانین تحریمی گردید در واقع از این پس اگر کشور سومی تحت شرایط خاص مجبور به خرید نفت ایران می شد، در زمره تحریم ها و اقدامات تنبیهی آمریکا قرار نمی گرفت.  بنابر این آمریکا در سیاست های  تحریمی خود کمی انعطاف پذیرتر گردید. در واقع آمریکا علاوه بر سیاست های تنبیهی اقدام به مشوق هایی نیز برای اجماع علیه خرید نفت ایران به کار بست که این سیاست پیش درامد موفقیت های بعدی واشنگتن گردید.

نتایج دیپلماسی ائتلافی و تحریم های فرا سرزمینی

پیوستن اتحادیه اروپا به تحریم انرژی ایران، یکی از دستاوردهای بزرگ آمریکا بود. در ژانویه 2012 اتحادیه اروپا خرید و همچنین ذخیره و حمل و نقل نفت از ایران را ممنوع کرد. قرار گرفتن اروپا پشت سر آمریکا در تحریم کردن ایران دلایلی داشت که شامل:
 
  •  عدم اجرای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل توسط ایران.
    اعمال اقدامات تنبیهی شدید توسط وزارت خزانه داری ایالات متحده به تعدادی از بانک های اروپایی که تحریم های ایران را دور زدند (بر خلاف دوره های گذشته، واشنگتن اراده خود را برای مجازات ناقضان تحریم حتی با احتمال تیره شدن روابط با متحدانش از خود نشان داد).
    سخنرانی تند محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور وقت ایران، واکنش و موج منفی شدیدی در اروپا به همراه داشت. 
راضی کردن مشتری های آسیایی ایران از قبیل، چین، کره جنوبی، هند، ژاپن نفت ایران بسیار دشوار بود، آنها به راحتی تن به تحریم های آمریکا نمی داند و به همین دلیل نفت را از ایران بسیار ارزانتر از قیمت واقعی می خریدند. افزایش قیمت جهانی نفت در آن زمان به یاری ایران آمد. علاوه بر این، فشار بیش از حد بر خریداران نفت ایران، برای آمریکا ریسک بالایی داشت. بنابر این شاهد بودیم که سیاست آمریکا بی اثر شد مصرف کنندگان آسیایی نفت با تخفیف های زیاد خریدند و ایران بازار هایش را حفظ کرد. در آن زمان امریکا در روش سیاسی خود تغییراتی داد و طرح های تشویقی را در زمره اقدامات تنبیهی خود گنجاند در واقع تضمین کرد که 12 خریدار عمده ایران اگر خرید نفتی خود را کاهش دهند، از تحریم های آمریکا آزاد خواهند شد.
در سال 2012 میلادی صادرات نفت ایران نسبت به سال قبل به طور قابل توجهی کاهش داشت. اگر در پایان سال 2011 حدود 5/2 میلیون بشکه در روز بود، در پایان سال 2012 – حدود 5/1 میلیون بشکه و در پایان سال 2013 – کمتر از 1 میلیون بشکه در روز [6 ] و برخی از مصرف کنندگان (به عنوان مثال، هند) خرید خود را حتی بیشتر از مقدار مورد تقاضای آمریکایی ها کاهش داند. تحریم های مالی آمریکا در کاهش خرید نفت ایران، نقش مهمی داشت. بانک های شرکت کننده در معاملات نفتی با ایران از سیستم مالی آمریکا کنار گذاشته شدند بنابر این بدیهی است، هنگام انتخاب بین بازارهای ایرانی و آمریکایی، بانک های کشورهای ثروتمند ترجیح می دهند در آمریکا بمانند. آمریکا از قدرتش بر سیستم مالی جهان کمک گرفت. آمریکایی ها از دست بالای خود در سیستم مالی دنیا استفاده کردند و در شرکت هایی که نفت کش های ایرانی را بیمه می کردند هم مشمول تحریم شدند. در عین حال، دیپلمات های آمریکایی و کارکنان وزارت دارایی، اقدامات گسترده ای را در اروپا، آسیا و کشورهای خلیج فارس انجام دادند. حملات خط مقدم علیه صادرات نفت ایران، در قالب تحریم های جانبی در بخش های مالی و بیمه پشتیبانی شد. همزمان، عربستان سعودی، عراق، لیبی، نیجریه و دیگر تولید کنندگان، تولید نفت خود را افزایش دادند و سهم بازار ایران را به دست آوردند [Graaf 2013: 154-155].  این رویکرد می توانست به طور موقت مکانیسم سازگاری ایران با تحریم ها را از طریق تنوع خریداران نفت، سیاست تخفیف، جستجوی حامل های جایگزین نفت و استفاده از "حفره ها" در امور مالی بین المللی متوقف کند.
ایران با مذاکره در مورد مسائل هسته ای موافقت کرد و در ماه نوامبر 2013 در ژنو طرح مشترک را امضا کرد – توافق موقت، بر اساس این که ایران قصد کاهش جزئی برنامه هسته ای در ازای تحریم های خاص را دارد. توافق نهایی – برنامه جامع اقدام مشترک (VCPA) – در وین در روز 14 ژوئیه 2015 پس از یک سال و نیم مذاکرات شدید تصویب شد. 20ژوئیه قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب و تحریم ها علیه ایران لغو گردید. [7] اکثر تحریم های سازمان ملل متحد (به جز محدودیت های موقت در مورد انتقال اسلحه، فن آوری موشکی و کالاهای هسته ای و فن آوری های دو منظوره) حذف شدند. تحریم های هسته ای اتحادیه اروپا لغو گردید. با حکم اوباما 13716، تحریم های شدید تهران توسط ایالات متحده لغو شد [8].
به نظر می رسید که کشورهای  آغازگر تحریم علیه ایران به هدف اصلی خود رسیدند. ایران از ساخت سلاح های هسته ای خودداری کرد و شروع به اجرای برنامه صلح آمیز هسته ای، تحت کنترل آژانس بین المللی انرژی اتمی کرد. در صورت نقض توسط ایران، مکانیسم بازگشت رژیم تحریم ها پیش بینی شده است. واشنگتن دیگر می توانست پیروزی را جشن بگیرد. بعد از چند دهه تحریم و جنگ با تهران، دیپلماسی آمریکا پیروز شد. سایر شرکت کنندگان در مذاکرات 1+5، از جمله مسکو، نیز پیروز گردیدند. روسیه از نقش اصلی شورای امنیت سازمان ملل متحد در حل مسئله ایران دفاع و در عین حال بر نقش آن در امور بین المللی تاکید کرد.
با این حال، تهران نیز پیروز گردید بله، توسعه سلاح های هسته ای باید رها شود، اما ایران اعتماد جهانی را برای حق خود مبنی بر فعالیت صلح آمیز هسته ای جلب نمود. تهران در اعمال سیاست داخلی و خارجی آزادی عمل پیدا کرد و به بازار انرژی بازگشت، بسیاری از محدودیت های مالی را کنار گذاشت و دارایی هایش در بانک های خارجی آزاد شدند.
این موضوع موجب نگرانی واشنگتن شد. حتی در مذاکرات مربوط به معاهده هسته ای، تعدادی از نمایندگان کنگره اصرار داشتند که تحریم ها باید سخت تر شود. [Maloney 2015: 898] آنها معتقد بودند با برداشته شدن تحریم ها از ایران، واشنگتن تا حد زیادی اهرم فشار خود بر تهران را از دست داد. جمع کردن مجدد چنین ائتلاف گسترده ای علیه ایران کار آسانی نخواهد بود. از این رو موضع سخت ترامپ علیه توافق هسته ای، ریشه در مشکلات سیاسی داخلی آمریکا دارد. بنابر این دلیل اینکه مسئله برجام برای ترامپ قابل پذیرش نبود این است که این مسئله عمیقا در بحث های سیاسی داخلی آمریکا ریشه داشت و نه اینکه اظهارات بی اساس یک رئیس جمهور غیر عادی باشد.

دور جدید تحریم های آمریکا

در جریان مذاکرات در مورد برجام، کنگره قانون بررسی معاهده هسته ای ایران را پذیرفت. (INARA — PL 114-17) [9] این قانون رئیس جمهور را وادار نمود کنترل دقیقی بر پایبندی ایران به تعهدات هسته ای خود داشته باشد. تصویب این قانون در آمریکا حاکی از یک توافق داخلی میان موافقان و مخالفان توافق هسته ای با ایران بود. یکی از الزامات قانون فوق، صدور گواهی معاملات بود که از رئیس جمهور می خواست هر 90 روز اجرای توافق هسته ای توسط ایران را تایید نماید. برای کنگره این راهی بود که از آن طریق مسئولیت شخص رئیس جمهور را افزایش می داد که بتواند توافق هسته ای را تحت کنترل داشته باشد. برای دونالد ترامپ که یک مخالف شدید توافق هسته ای به شمار می رفت INARA این یک موقعیت عالی بود که از آن به نفع خود استفاده نماید. ضرورت صدور گواهی های معاملات، آن را تبدیل به یک ابزار چانه زنی و در نهایت به عنوان مکانیسنی برای خروج از برجام گردید.
کنگره، تلاش کرد تا تحریم های آمریکا را به طور یک جانبه تقویت کند. اوت 2017 ترامپ قانونی را به تصویب رساند PL 115-44 (CAATSA) که طیف وسیعی از تحریم ها را شامل ایران می شد. این قانون به وضوح روشن ساخت که ایران برای ایالات متحده یک چالش جدی است. کنگره رئيس جمهور را مجبور کرد هر دو سال یک گزارش دقیق درباره توانایی های نظامی ایران و فعالیت های امنیتی ارائه دهد. توجه ویژه به توسعه موشک های بالستیک ایران صورت گرفت. تحریم ها بر علیه افراد و سازمان هایی که به توسعه برنامه موشکی کمک می کردند تخصیص یافته بود و رئیس جمهور باید هر شش ماه در مورد مسئله موشکی ایران گزارش دهد. همانطور که در تعدادی از قوانین قبلی و فرمان های ریاست جمهوری، فوریت تهدید "تروریستی" از ایران و تحریم های مربوطه علیه کسانی که مظنون به حمایت از ایران بودند، ذکر شد. همچنین وزارت امور خارجه باید گزارش سالانه در خصوص نقض حقوق بشر در ایران ارائه دهد. علاوه بر این، تحریم هایی نیز علیه متهمان تحریم تسلیحاتی و همچنین مشکلات مربوط به بازداشت شهروندان آمریکایی توسط ایران مورد تجدید نظر قرار گرفتند. کاستا CAATSA  جهت گیری تحریم های فرامرزی و موارد گزارشی که نهاد همکاری با اتحادیه اروپا باید بدهد را مشخص می کند.
اتحادیه اروپا همچنین در برابر برخی تحریم ها علیه ایران به ویژه نقض حقوق بشر دست داشته است. چون تحریم های اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل وجود داشت کاستا برای ایران مشکلی ایجاد نمی کرد و به اقتصاد ایران لطمه نمی زد و بیشتر حالت سمبلیک داشت. بیانیه ترامپ در خصوص خروج از برجام و بازگشت به تحریم های پیشین برای ایران خطرناک بود. این تصمیم به صورت یک یادداشت توسط رئیس جمهور به منظور تامین امنیت ملی آمریکا در تاریخ 8 می 2018 رسما تایید شد و سپس وزارت خزانه داری آمریکا یک یادداشت توضیحی برای عواقب این اقدام ترامپ صادر نمود [10].
تصمیم ترامپ، بازگشت تحریم های علیه ایران به همان اندازه پیش از برجام بود. با توجه به مقادیر قابل توجه تحریم ها، رئیس جمهور آمریکا زمان لازم برای شروع مجدد تحریم ها علیه ایران را یک دوره موقت 90 و 180 روزه تعیین کرد. به طور خاص، ما درباره بازگشت تحریم های زیر صحبت می کنیم: محدودیت انتقال ارز خارجی و تجارت فلزات گرانبها؛ ممنوعیت عرضه انواع خاصی از مواد خام (گرافیت، فولاد و آلومینیوم، زغال سنگ)؛ ممنوعیت عرضه تجهیزات صنعتی؛ محدودیت در معاملات با با دولت ایران؛ تحریم ها علیه بخش ماشین سازی؛ تحریم ها علیه صنعت کشتی سازی ایران و حمل و نقل، ممنوعیت استفاده از محصولات نفتی و بنزین، تحریم های مالی علیه بانک های ایران، تحریم های بیمه و قطعا تحریم های مربوط به بخش انرژی (تجهیزات، سرمایه گذاری و غیره)
حساس ترین اقدام برای ایران ممنوعیت خرید نفت خام ایران است. آمریکایی ها قصد دارند استثنا را برای کشورهای مختلف به کار گیرند. اما در عین حال، به عنوان یک الزام اولیه حتی خریداران استثنا نیز ملزم به کاهش خرید نفت می باشند. به عبارت دیگر، خریداران تنها در صورتی در زمره اقدامات تنبیهی و تحریمی آمریکا قرار نمی گیرند که اقداماتی برای کاهش خرید نفت از ایران انجام دهند.
مسئله اصلی میزان تمکین کشورها به آمریکا می باشد. از یک سو همه اعضای 1+5 آمریکا را به نقض برجام متهم کردند و مواضع تند اتخاذ نمودند. بیانیه های تند روسیه و چین نیز ضمیمه اظهارات تند اتحادیه اروپا گردید. علاوه بر این، در نشست اتحادیه اروپا در صوفیه در تاریخ 17 مه 2018 اعلام شد که تصمیم اتحادیه اروپا برای بلوکینگ استیت"blockingStatute" که بیش از 20 سال پیش در میان اختلافات میان آمریکا و اتحادیه اروپا در مورد تحریم ها علیه کوبا، ایران و لیبی تصویب شد، دوباره فعال شد. مصوبه فوق اجرای تحریم های آمریکا توسط کمپانی های اروپایی را ممنوع می کند و اگر سال 1996 این اختلافات را توانستند حل نمایند اینبار به نظر می رسد اختلافات خیلی عمیق تر می باشد. [Шумилин 2018: 3].
خطر اصلی برای ایران یک مصالحه پشت پرده میان بروکسل و سایر پایتخت ها با واشنگتن می باشد. امکان دارد آمریکا برای حفظ وجه اروپا چشمش را بر روی عدم رعایت تحریم ها در برخی حوزه ها ببندد. آنها می توانند شرایط سختی برای محدود کردن آنهایی که نفت ایران را می خرند وضع نمایند و فقط استثناهایی برای آنها که خرید نفتشان را کاهش داند قائل شوند. بنابر این شاهد کاهش خرید نفت ایران با تمام عواقب ناشی از آن و زیان اقتصادی برای ایران خواهیم بود. (این لیست که پومپئو اعلام کرده است: علاوه بر قطع همکاری در حوزه اتمی به صورت کامل همه بخش های سیاست خارجی ایران را هم شامل می شود)
ایران از این مزیت بهره مند است که بازگشت آمریکا به تحریم ها، با قطعنامه های مشابه سازمان ملل متحد همراه نیست و بنابراین تحریم ها از قائده حقوق بین الملل برخوردار نیستند. اکنون کار آمریکایی ها برای مجبور کردن سایر کشورها در راستای تن دادن به تحریم های ایران دشوار خواهد بود. تحریم ها علیه کشورهای بزرگ مانند چین و هند می تواند موجب ایجاد چالش های غیر ضروری در واشنگتن شود بنابراین احتمال تحریم های جدید در مقایسه با سال 2013 کاهش می یابد. اما میزان آسیب از تحریم های جدید و قدرت ائتلاف تحریم ها به اندازه ای نمی باشد که ایران را مجبور کند با آمریکا وارد مذاکره شود در این میان بدترین سناریویی که ایران می تواند پیش بگیرد که تهدیدی برای امنیت بین الملل، می باشد بازگشت آن کشور به محور به یک برنامه هسته ای نظامی خواهد بود.

جمع‌بندی

کیس ایران نقش عوامل مختلف در موفقیت و یا شکست تحریم ها را به خوبی نشام می دهد. در ادامه می خوانیم:  
اول: پرونده ایران نشان دهنده وجود ارتباط مستقیم میان خسارت ناشی از تحریم ها و کارایی آنها است (یعنی پذیرش شرایط کشورهای تحریم کننده) با این حال، برخی از ویژگی های اینجا وجود دارد. ایران برای مدت زمان طولانی از تحریم ها رنج می برد اما در همان زمان پشت میز مذاکره ننشسته بود و خود را با تحریم ها منطبق نمود. تنها در سال 2013، ایالات متحده موفق به ایجاد شرایطی شد که ایران را مجبور به مذاکره نمود. در عین حال، ایران موفق به دستیابی به یک توافق سودآور شد. مورد ایران فرضیه دانیل درزنر Дениел Дрезнер را در مورد پارادوکس تحریم ها تایید می کند. حداکثر فشارها بر مخالفان سیاسی کمترین خسارت را از تحریم ها به ارمغان می آورد اما کمترین فشار بر متحدان اغلب نتیجه حداکثری می دهد. [Drezner: 1999].
دوم: تجربه ایران حاکی از اهمیت بالای فاکتور اتحاد کشورهای تحریم کننده می باشد. اقدامات یک جانبه ایالات متحده در هر مرحله به نتایج مطلوب منجر نشد. موفقیت آنها تنها پس از توافق با متحدان، با اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد و همچنین خریداران نفت ایران از میان بازیگران سوم به دست آمد.
سوم. فاکتور زور با سیاست تحریم ها کاملا در ارتباط می باشد. آمریکا از قدرتش در کنار تحریم ها استفاده می کند. رشد توان نظامی کشور هدف، استفاده از گزینه نظامی را علیه آن کشور مشکل می کند اما افزایش تحریم ها را بر علیه آن کشور کار آمد تر می کند.
چهارم: تحریم ها با وضعیت سیاسی داخلی چه کشور تحریم کننده و چه کشور تحریم شونده کاملا در ارتباط می باشد. مورد تحریم های آمریکا علیه ایران حاکی از افزایش نقش کنگره می باشد. فضای سیاسی داخلی ایران موضوع مطالعه جداگانه ای می باشد اما نقش بسیار مهمی در پاسخ به تحریم ها ایفا می کند. 
پنجم: خروج آمریکا از برجام به اقتصاد ایران ضربه می زند اما انقدر فشار زیاد نیست که ایران را مجبور کند تقاضای آمریکا را اجرایی کند و آمریکا نیز دیگر نمی تواند ائتلاف جهانی علیه ایران برقرار نماید. اگر تحریم های آمریکا نفت خام ایران را هدف بگیرد آسیب پذیری ایران بیشتر می شود اما خریداران نفتی ایران مخصوصا چین در مقابل تحریم های آمریکا مقاومت می کنند و می توانند نقش نجات بخش برای ایران بازی کنند در این صورت احتمال اینکه ایران بتواند در مقابل تحریم های آمریکا ایستادگی کند زیاد است.
 
منابع
    Ергин Д. 2011. Добыча: всемирная история борьбы за нефть, деньги и власть. М.: Альпина Паблишер. 960 с.
    Тимофеев И.Н. 2018. Экономические санкции как политическое понятие — Вестник МГИМО-Университета. № 2. С. 26-42.
    Шумилин А.И. 2018. Иранский узел: сработает ли европейская альтернатива политике США? — Аналитические записки Института Европы РАН. № 23. C. 1-6.
    Allen S. 2005. The Determinants of Economic Sanctions Success and Failure. — International Interactions. Vol. 31. No. 2. P. 117-138. https://doi.org/10.1080/03050620590950097 ^g Bapat N., Tobias H., Kobayashi Yo., Morgan C. 2013. Determinants of Sanctions О Effectiveness: Sensitivity Analysis Using New Data. — International Interactions. Vol. 39. Р. 79-98. No. 1. https://doi.org/10.1080/03050629.2013.751298.
    Bonetti Sh. 1998. Distinguishing Characteristics of Degrees of Success and Failure in Economic Sanctions Episodes. — Applied Economics. Vol. 30. No. 6. P. 805-813. https://doi.org/10.1080/000368498325507.
    Brzoska M. 2015. International Sanctions Before and Beyond UN Sanctions. — International Affairs. Vol. 96. No. 6. P. 1339-1349. https://doi.org/10.1111/1468-2346.12449 Chao J., Kaempfer W., Lowenberg A. 2003. Instrument Choice and the Effectiveness of Economic Sanctions: A Simultaneous Equations Approach. — Journal of Peace Research. Vol. 40. No. 5. P. 519-535. https://doi.org/10.1177/00223433030405002.
    Drezner D. 2015. Targeted Sanctions in a World of Global Finance. — International Interactions. Vol. 41. No. 4. Р. 755-764. https://doi.org/10.1080/03050629.2015.1041297.
    Drezner D. 1999. The Sanctions Paradox. Economic Statecraft and International Relations. Cambridge University Press. 364 p. https://doi.org/10.1017/CB09780511549366.
    Early B. 2011. Unmasking the Black Knights: Sanctions Busters and Their Effects on the Success of Economic Sanctions. — Foreign Policy Analysis. Vol. 7. No. 4. P. 381-402. https://doi.org/10.1111/j.1743-8594.2011.00143.x.
    Gerring J. 2007. Case-Study Research. Principles and Practices. Cambridge University Press. 278 p.
    Graaf Th. Van de. 2013. The «Oil Weapon» Reversed? Sanctions Against Iran and US-EU Structural Power. — Middle East Policy. Vol. XX. No. 3. P. 145-163. https://doi.org/10.1111/mepo.12040.
    Hufbauer G., Shott J., Elliott K., Oegg B. 2009. Economic Sanctions Reconsidered. Third Edition. Peterson Institute for International Economics. 248 p.
    Krustev V. 2010. Strategic Demands, Credible Threats and Economic Coercion Outcomes. — International Studies Quarterly. Vol. 54. No. 1. P. 147-174. https://doi.org/10.1111/j.1468-2478.2009.00581.x.
    Maloney S. 2015. Sanctions and the Iranian Nuclear Deal: Silver Bullet or Blunt Object? — Social Research. Vol. 82. No. 4. P. 887-911.
 
Впервые опубликовано в журнале «Полис».
 
    1. См. Executive Order No. 12170. November 14, 1979. URL: https://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Programs/Documents/Executive%20Order%2012170.pdf (accessed 03.06.2018); Executive Order No. 12205. April 7, 1980. Prohibiting Certain Transactions with Iran. URL: https://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Programs/Documents/Executive%200rder%2012205.pdf (accessed 03.06.2018); Executive Order No. 12211. April 17, 1980. Prohibiting Certain Transactions with Iran. URL: https://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Documents/12211.pdf (accessed 03.06.2018).
    2. Executive Order No. 12957. March 17, 1995. URL: https://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Documents/12957.pdf (accessed 03.06.2018); Executive Order No. 12959. May 9, 1995. URL: https://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Documents/12959.pdf (accessed 03.06.2018); Executive Order No.13059. August 19, 1997. URL: https://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Documents/13059.pdf (accessed 03.06.2018).
    Iran Sanctions Act of1996. PL 104-172. August, 1996. URL: https://www.congress.gov/104/plaws/publ172/ PLAW-104publ172.pdf (accessed 03.06.2018).
    3. Iran Sanctions Act of 1996. PL 104-172. URL: https://www.congress.gov/104/plaws/publ172/PLAW-104publ172.pdf (accessed 03.06.2018).
    4. Executive Order No. 13590. URL: https://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Documents/13590.pdf (accessed 03.06.2018).
    5. Iran Freedom and Nonproliferation Act of 2012. In National Defense Authorization Act for Fiscal Year 2013. PL 112-239. January 2013. URL: https://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Programs/Documents/pl112_239.pdf (accessed 03.06.2018).
 
    6. См. Nelson W. Oil Exports Stay Low. – Iran Times. 20.12.2013. URL: http://iran-times.com/oil-exports-stay-low/ (accessed 03.06.2018).
 
    7. UN Security Council Resolution No 2231 (2015). URL: http://www.un.org/en/sc/2231/restrictions-ballistic.shtml (accessed 03.06.2018).
 
    8. Executive Order No. 13716. URL: https://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Programs/Documents/jcpoa_eo.pdf (accessed 03.06.2018).
    9. Iran Nuclear Review Act of 2015. PL 114-17. May, 2015. URL: https://www.gpo.gov/fdsys/pkg/PLAW114publ17/pdf/PLAW-114publ17.pdf (accessed 03.06.2018).
    10. Frequently Asked Questions Regarding the Re-Imposition of Sanctions Pursuant to the May 8, 2018 National Security Presidential Memorandum Relating to the Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA). May 8, 2018. URL: https://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Programs/Documents/jcpoa_winddown_faqs.pdf (accessed 03.06.2018).


ترجمه: حامد موذنی
منبع: ریاک
http://russiancouncil.ru/analytics-and-comments/analytics/sanktsii-ssha-protiv-irana-opyt-primeneniya-i-vozmozhnye-posledstviya/ 
 
 
 
Share/Save/Bookmark
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵